السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
126
تفسير الميزان ( فارسي )
آمده كه فرمود : هيچ كس بعضى از قرآن را به بعضى ديگرش نمىزند مگر آنكه كافر مىشود . در « معانى » « 1 » و « محاسن » « 2 » با اسناد ، و در « تفسير عياشى » « 3 » از حضرت صادق ( ع ) روايت كرده كه : هيچكس نيست كه بعض از قرآن را به بعض ديگر زند جز آنكه كافر شود . صدوق ( عليه الرحمه ) مىگويد : من از ابن الوليد از معناى اين حديث پرسيدم ، او گفت : زدن بعضى از قرآن به بعضى ديگر اين است كه وقتى از تو تفسير آيه اى را مىپرسند به تفسيرى كه مربوط به آيه اى ديگر است پاسخش گويى . مؤلف : پاسخ ابن الوليد به مرحوم صدوق كمى ابهام دارد ، و دو پهلو است ، چون ممكن است مقصودش آن روشى بوده باشد كه در بين اهل علم معمول است ، كه در مناظرات خود يك آيه را به جنگ با آيه اى ديگر مىاندازند ، و با تمسك به يكى ، آن ديگرى را تاويل مىكنند ، و هم ممكن است مقصودش اين بوده باشد كه ، كسى بخواهد معناى يك آيه را از آيات ديگر استفاده كند ، و خلاصه آيات ديگر را شاهد بر آيه مورد نظرش قرار دهد . اگر منظور ابن الوليد معناى اول باشد درست است ، و ضرب بعض قرآن به بعض ديگر است و اگر معناى دوم مقصود باشد ، سخن باطلى گفته و دو روايت نامبرده آن را دفع مىكنند . و در تفسير نعمانى « 4 » آمده كه به سندى كه به اسماعيل بن جابر دارد از او نقل كرده كه گفت : من از ابا عبد اللَّه جعفر بن محمد ( ع ) شنيدم كه مىفرمود : « خداى تبارك و تعالى محمد ( ص ) را فرستاد ، و به وسيله او انبيا را ختم نمود ، پس ديگر بعد از او پيغمبرى نخواهد آمد ، و كتابى بر او نازل كرد ، و به وسيله آن كتاب كتب آسمانى را ختم نمود ، و ديگر كتابى نخواهد آمد ، و در آن كتاب اشيايى را حلال و چيزهايى را حرام كرد » . پس حلال محمد حلال است تا روز قيامت ، و حرام او حرام است تا روز قيامت ، در آن كتاب شرع شما و خبر امتهاى قبل از شما و بعد از شما است ، و رسول خدا ( ص ) اين كتاب را علم اوصيايش قرار داد ، علمى كه همواره در آنان باقى است ، ولى مردم ( اهل سنت ) آنان را ترك نمودند . با اينكه اوصياى رسول خدا ( ص ) شاهدان بر اهل هر زمانند ، آرى مردم
--> ( 1 ) معانى الأخبار ص 190 ح 1 . ( 2 ) محاسن برقى ص 212 ح 86 . ( 3 ) تفسير عياشى ج ص 18 ح 2 . ( 4 ) فى المحكم و المتشابه المنقولة عن تفسير النعمانى ص 5 .