السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

117

تفسير الميزان ( فارسي )

دهند » « 1 » . و در تفسير عياشى از ابى بصير ، از امام صادق ( ع ) روايت كرده كه فرمود ، « كسى كه قرآن را به رأى خود تفسير كند ، اگر هم تصادفا تفسيرش درست از آب در آيد اجر نمىبرد ، و اگر به خطا رود از آسمان دور تر خواهد شد » ، ( يعنى دوريش از خدا بيش از دوريش از آسمان خواهد بود ) « 2 » . و در همان كتاب از يعقوب بن يزيد از ياسر از حضرت رضا ( ع ) روايت آورده كه فرمود : « رأى دادن در باره كتاب خدا كفر است » « 3 » . مؤلف : در اين معنا رواياتى ديگر نيز در كتابهاى كمال الدين و توحيد و تفسير عياشى و غير آنها وارد شده است . و اينكه رسول خدا ( ص ) فرمود : « هر كس قرآن را با رأى خود تفسير كند . . . » ، منظور از رأى اعتقادى است كه در اثر اجتهاد به دست مىآيد ، گاهى هم كلمه « رأى » بر سخنى اطلاق مىشود كه ناشى از هواى نفس و استحسان باشد ، و بهر حال از آنجا كه كلمه نامبرده در حديث اضافه بر ضمير « ها » شده ، فهميده مىشود كه رسول خدا ( ص ) نخواسته است مسلمانان را در تفسير قرآن از مطلق اجتهاد نهى كند ، تا لازمه اش اين باشد كه مردم را در تفسير قرآن مامور به پيروى روايات وارده از خود و از ائمه اهل بيتش ( ع ) كرده باشد ، آن طور كه اهل حديث خيال كرده‌اند . علاوه بر اينكه اگر منظور آن جناب چنين چيزى بوده باشد روايت نامبرده با آيات بسيارى كه قرآن را عربى مبين مىخواند ، و يا به تدبر در آن امر مىكند ، و همچنين با روايات بسيارى كه دستور مىدهد هر روايتى را بايد عرضه به قرآن كرد ، منافات خواهد داشت . بلكه خواسته است از خود سرى در تفسير نهى كند ، چون گفتيم كلمه « رأى » را بر ضمير « ها » اضافه كرده ، و اين اضافه اختصاص و انفراد و استقلال را مىرساند . پس خواسته است بفرمايد مفسر نبايد در تفسير آيات قرآنى به اسبابى كه براى فهم كلام عربى در دست دارد اكتفاء نموده ، كلام خدا را با كلام مردم مقايسه كند ، براى اينكه كلام خدا با كلام بشرى فرق دارد .

--> ( 1 ) منية المريد ص 191 . ( 2 ) تفسير عياشى ج 1 ص 17 ح 4 . ( 3 ) تفسير عياشى ج 1 ص 18 ح 6 .