السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

115

تفسير الميزان ( فارسي )

چون در آن آمده بود « هيچ آيه اى نيست مگر آنكه چهار معنا دارد . . . » مگر اينكه بگوئيم مراد آن جناب اين است كه چهار اعتبار دارد ، هر چند كه بعضى از آن اعتبارات از نظر معنا به بعضى ديگر برگشت كند . و بنا بر اين از معانى اين امور چهارگانه اين به دست آمد ، كه ظهر قرآن عبارت است از معناى ظاهرى آن ، كه در ابتدا به نظر مىرسد ، و بطن قرآن آن معنايى است كه در زير پوشش معناى ظاهرى نهان است ، حال چه اينكه يك معنا باشد ، و يا معانى بسيار باشد ، چه اينكه با معناى ظاهرى نزديك باشد ، و چه اينكه دور باشد ، و بين آن ظاهر و اين معناى دور معانى ديگرى واسطه باشد ، و حد قرآن عبارتست از خود معنا به معناى ظاهرى و باطنى ، و مطلع قرآن عبارت است از معنايى كه حد از آن طلوع مىكند ، و آن باطن متصل به حد است ( دقت فرمائيد ) . و در حديثى كه از طرق شيعه « 1 » و سنى « 2 » از رسول خدا ( ص ) نقل شده آمده كه قرآن بر هفت حرف نازل شده . مؤلف : اين حديث هر چند با مختصر اختلافى در الفاظش نقل شده ، و ليكن معناى آن در احاديث بسيارى آمده ، كه معانى همه آنها نزديك به يكديگرند ، و راويان شيعه و سنى آنها را نقل كرده‌اند ، و مفسرين در معناى آنها به شدت اختلاف كرده‌اند ، بطورى كه شايد عدد اقوال در آنها به چهل قول برسد ، چيزى كه مشكل را آسان مىسازد اين است كه در خود اين احاديث تفسيرى براى هفت حرف آمده ، كه اعتماد ما هم به همان تفسير است . از آن جمله در بعضى از آن اخبار آمده كه : « قرآن مشتمل بر هفت حرف نازل شده ، اول امر ، دوم نهى ، سوم ترغيب ، چهارم تهديد ، پنجم جدل ، ششم داستان ، و هفتم مثل » « 3 » و در بعضى ديگر اينطور آمده : « 1 - نهى ، 2 - امر ، 3 - حلال ، 4 - حرام ، 5 - محكم ، 6 - متشابه ، 7 - امثال » « 4 » . و از على ( ع ) نقل شده كه فرمود : « قرآن بر هفت قسم نازل شده و هر قسم آن كافى و شفا دهنده است ، و آن هفت قسم عبارت است از : امر ، نهى ، ترغيب ، تهديد ، جدل ، مثل و داستانها » « 5 » . پس به حكم اين روايات بايد هفت حرف را تنها حمل كنيم بر هفت نوع خطاب و

--> ( 1 ) تفسير صافى ج 1 ص 38 . ( 2 ) سنن ابى داود ج 2 ص 75 ح 1475 . و الدر المنثور ج 2 ص 7 . ( 3 و 4 و 5 ) تفسير صافى ج 1 ص 39 .