السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
110
تفسير الميزان ( فارسي )
و از على ( ع ) سؤال كردند : آيا از وحى چيزى نزد شما هست ؟ فرمود : « نه ، به آن خدا كه دانه را مىشكافد و خلايق مىآفريند سوگند ، بعد از وحى موهبتى كه هست اين است كه خداى تعالى به هر كس از بندگانش كه بخواهد فهم در قرآنش را مىدهد » « 1 » . مؤلف : اين حديث از احاديث برجسته است ، و كمترين چيزى را كه مىرساند اين است كه معارف صادره از مقام علمى آن جناب كه عقول را مدهوش و متحير كرده همه اش از قرآن گرفته شده است . و در كافى از امام صادق از پدرش و از اجداد گراميش ( ع ) از رسول خدا ( ص ) روايت شده كه فرمود : ايها الناس شما در خانه اى هدنه قرار داريد و در مسير مسافرتى هستيد ، مسافرتى بس سريع ، و چگونه چنين نباشد ، با اينكه شب و روز و خورشيد و ماه را مىبينيد كه هر تازه اى را كهنه مىكنند ، و هر دورى را نزديك مىسازند ، و هر آنچه را قبلا وعده اش داده شده محقق مىسازند . پس براى اين سفر دور توشه فراهم كنيد « 2 » راوى مىگويد : در اين هنگام مقداد بن أسود برخاست و عرضه داشت : يا رسول اللَّه خانه هدنه چه معنا دارد ؟ فرمود : خانه اى كه بمحض رسيدن به آن بايد از آن كوچ كرد . پس هر گاه در زندگى دچار فتنه هايى شديد ، كه چون شب تاريك پيش پاى زندگيتان را ظلمانى كرد ، بر شما باد تمسك به قرآن ، كه بدرگاه خدا شفيعى است كه شفاعتش پذيرفته مىشود ، گفتار بهتآورى است منطقى ، كتابى است كه هر كس آن را پيش رو قرار دهد ، و بر طبق راهنمايىهاى او قدم بردارد ، اين قرآن وى را بسوى بهشت راه مىنمايد ، و كسى كه آن را پشت سر بيندازد ، باز همين قرآن از پشت سر او را به طرف دوزخ مىراند ، و قرآن دليلى است كه به بهترين راه دلالت مىكند ، كتابى است كه در آن حق از باطل جدا شده ، و از معارف حقه آنچه قبلا در عقل با نقل بدون بيان بوده بيان گشته ، و آنچه نبوده آورده شده ، قرآن فاصل و جدا ساز حق از باطل است ، نه شوخى ، كتابى است داراى ظاهرى و باطنى ، ظاهرش حكم ، و باطنش علم است ، ظاهرش بسيار زيبا و باطنش عميق است ، حدودى دارد ، و حدودش نيز داراى حدودى است ، عجايب آن شمردنى و غرائبش كهنه شدنى نيست . در قرآن چراغهايى از هدايت ، و منارى از حكمت است ، براى هر نكته سنج عارف ، راهنماى معرفت است ، پس هر صاحب بصيرت را سزد كه براى درك معارف آن چشم بصيرت
--> ( 1 ) صافى ج 1 ص 19 . ( 2 ) كافى ج 2 ص 598 ح 2 .