السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
92
تفسير الميزان ( فارسي )
تعظيمش واجب باشد ، و منظور از حرمات در اينجا حرمت ماههاى حرام و حرمت حرم مكه است و حرمت مسجد الحرام ، و معناى آيه اين است كه چون كه كفار حرمت ماه حرام را رعايت نكردند ، و در آن جنگ راه انداختند ، و هتك حرمت آن نموده در سال حديبيه رسول خدا ص و اصحاب او را از عمل حج باز داشته به سويشان تيراندازى و سنگپرانى كردند پس براى مؤمنين هم جايز شد با ايشان مقاتله كنند ، پس عمل مسلمين هتك حرمت نبود بلكه جهاد در راه خدا و امتثال امر او در اعلاى كلمه او بود . حتى اگر كفار در خود مكه و مسجد الحرام دست به جنگ مىزدند ، باز هم براى مسلمانان جايز بود با آنها معامله به مثل كنند ، پس اينكه فرمود : * ( « الشَّهْرُ الْحَرامُ بِالشَّهْرِ الْحَرامِ » ) * بيان خاصى است كه تنها شامل يك مصداق از حرمتها مىشود و آن حرمت شهر حرام است ولى دنبالش بيان عامى آمده كه شامل همه حرمتها مىگردد و آن عبارت است از جمله * ( « فَمَنِ اعْتَدى عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْه بِمِثْلِ مَا اعْتَدى عَلَيْكُمْ » ) * ، در نتيجه معناى آيه چنين مىشود كه خداى سبحان قصاص در خصوص شهر حرام را هم تشريع كرده ، براى اينكه قصاص در تمامى حرمات را تشريع كرده ، كه شهر حرام هم يكى از آنهاست و اگر قصاص را تشريع كرده بدان جهت است كه تجاوز در مقابل تجاوز را با رعايت برابرى تشريع نموده است . آن گاه مسلمانان را سفارش مىكند به اينكه ملازم طريق احتياط باشند ، و در اعتدا و تجاوز به عنوان قصاص پا از حد فراتر نگذارند چون مساله قصاص با استعمال شدت و خشم و سطوت و ساير قوايى كه آدمى را به سوى طغيان و انحراف از جاده عدالت مىخواند سروكار دارد و خداى تعالى معتدين يعنى همين منحرفين از جاده اعتدال را دوست نمىدارد ، و چنين افراد بيش از آن احتياجى كه به قصاص و انتقام دارند به محبت خدا و ولايت و نصرت او محتاجند ، و بدين جهت در آخر فرمود : * ( « وَاتَّقُوا اللَّه وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّه مَعَ الْمُتَّقِينَ » ) * . در اينجا اين سؤال پيش مىآيد : كه چگونه خداى تعالى با اينكه معتدين و متجاوزين را دوست نمىدارد ، در اين آيه به مسلمانان دستور داده به متجاوزين تجاوز كنند ؟ جوابش اين است كه اعتدا و تجاوز وقتى مذموم است ، كه در مقابل اعتداى ديگران واقع نشده باشد و خلاصه تجاوز ابتدايى باشد ، و اما اگر در مقابل تجاوز ديگران باشد ، در عين اينكه تجاوز است ديگر مذموم نيست ، چون عنوان تعالى از ذلت و خوارى را به خود مىگيرد ، و اينكه جامعه اى بخواهد از زير بار ستم و استعباد و خوارى درآيد خود فضيلت بزرگى است ، همانطور كه تكبر با اينكه از رذائل است ، در مقابل متكبر از فضائل مىشود ، و سخن زشت گفتن با اينكه زشت است ، براى كسى كه ظلم شده پسنديده است .