السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
68
تفسير الميزان ( فارسي )
يكديگر در شبهاى رمضان جايز شود . در نتيجه معنا - و خدا داناتر است - اين مىشود : اطلاق حكم لباس كه ما آن را مقيد به ايام و ليالى روزه كرديم ، و آن را در اين ايام و ليالى تحريم نموديم ، از آنجا كه باعث مشقت شما شد و شما دچار خيانت به نفس شديد ، ما آن را از در رأفت و رحمت و تخفيف مجددا در خصوص شبهاى رمضان به اطلاقش برگردانيديم ، و حكم روزه را منحصر در روز ساختيم ، « فاتموا الصيام الى الليل » ، پس حكم روزه را تنها روزها تا به شب رعايت كنيد ، و شبها آزاد از آن هستيد . و حاصل كلام اينكه جمله : « * ( هُنَّ لِباسٌ لَكُمْ ، وَأَنْتُمْ لِباسٌ لَهُنَّ ) * . . . » ، هر چند علت و يا حكمت باشد براى اصل رفث ، ليكن غرض در آيه متوجه آن نيست ، بلكه غرض بيان حكمت جواز رفث در شبهاى روزه است ، كه از جمله « * ( هُنَّ لِباسٌ لَكُمْ ) * » - تا جمله - « * ( وَعَفا عَنْكُمْ ) * . . . » متعرض آن است ، و اين حكمت ديگر شامل منسوخ نمىشود ، بلكه تنها شامل ناسخ است . * ( « فَالآنَ بَاشِرُوهُنَّ وَابْتَغُوا ما كَتَبَ اللَّه لَكُمْ » ) * امر در اين آيه چون بعد از منع واقع شده ، طبق نظريه علماى اصول تنها بر جواز دلالت دارد ، نه وجوب ، و مىفهماند از هم اكنون رفث با زنان در شبهاى رمضان جايز است ، در اول آيه هم فرموده بود : * ( « أُحِلَّ لَكُمْ » ) * اين كار برايتان حلال است ، و كلمه « ابتغاء » به معناى طلب كردن است ، و منظور از طلب كردن آنچه خدا نوشته است ، طلب فرزند است ، كه خداى سبحان آن را نوشته و مقرر كرده ، كه نوع انسانى اين كار را از راه جماع انجام دهد ، و جنس بشر را با تجهيز شهوت و اشتياق به مباشرت مفطور بر اين عمل كرده ، و به اين وسيله ايشان را مسخر و رام در مقابل اين عمل نموده است . البته كمتر كسى در حين عمل توجه به فرزنددار شدن دارد ، بيشتر منظورشان شهوترانى است ، ( غافل از اينكه خداى تعالى در بين اين دو سنگ آرد خود را مىگيرد ، و قضاى خود را به كرسى مىنشاند ) هم چنان كه افراد منظورشان از اكل و شرب لذت بردن از غذا است و غافلند از اينكه اين جذبه و رابطه بين انسان و غذا را خدا قرار داده ، تا زندگى بشر بقا يافته ، بدنش نمو كند ، اين همان تسخير الهى است . بعضى گفتهاند : مراد از جمله : * ( « ما كَتَبَ اللَّه لَكُمْ » ) * ، همان حليت و رخصت است ، چون خداى تعالى دوست مىدارد بندگانش همانطور كه از حرامش مىپرهيزند ، از حلالش استفاده بكنند ، ليكن اصطلاح كتابت در كلام خدا كه قرآن كريم همواره آن را در معناى قضا به كار مىبرد ، گفتار اين مفسر را كه مىگويد معناى آن حليت و رخصت است بعيد مىسازد .