السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

663

تفسير الميزان ( فارسي )

چيز باشد ، چون چيزى مىتواند نسبت متساوى با اشياى مختلف داشته باشد كه خودش صورتى خاص نداشته باشد ، نظير آينه كه خودش هيچ رنگى ندارد ، ولى همه رنگها را نشان مىدهد ، طلا و نقره هم همينطورند ، يعنى خودشان به آن جهت كه طلا و نقره‌اند نه غذا هستند ، نه دوا ، و نه غير آن ، ولى وسيله اى براى به دست آوردن هر غرضى واقع مىشوند . مثال ديگر طلا و نقره حروفى چون ( از - تا - در - بر ) و امثال آن است كه خودشان معنايى ندارد ، ولى اگر با غير خود تركيب شده و جمله تشكيل شود معنا مىدهند . اين بود دو تا از حكمتهايى كه در خلقت طلا و نقره است ، البته حكمتهاى ديگرى نيز هست كه اگر بخواهيم همه را ذكر كنيم طولانى مىشود . غزالى سپس مطلبى ديگر اضافه مىكند ، كه حاصلش اين است : طلا و نقره از آنجا كه به خاطر حكمتهاى نامبرده از نعمتهاى خداى تعالى هستند ، اگر كسى در آن دو عملى انجام دهد كه منافى با حكمتهايى باشد كه در خلقتش منظور بود ، در حقيقت به نعمت خدا كفر ورزيده است . و از اين بيان نتيجه گرفته كه پس ذخيره كردن طلا و نقره ظلم ، و باعث ابطال حكمتى است كه در خلقت آن دو است ، براى اينكه ذخيره كردن طلا و نقره ، زندانى كردن حاكمى است كه بايد بين مردم حكومت كند ، وقتى با زندانى كردن آن از حكومتش جلوگير شد ، هرج و مرج بين مردم پيدا مىشود ، چون ديگر كسى نيست كه مردم به عنوان داورى عادل به وى مراجعه كنند . آن گاه اين نتيجه را هم گرفته كه تهيه كردن ظرفهاى طلايى و نقره اى حرام است ، چون معناى اين عمل اين است كه به طلا و نقره نظرى استقلالى داشته باشيم ، در حالى كه طلا و نقره مقصود با لذات نيستند بلكه براى ساير اغراض ، به كار مىروند و خلاصه هدف نيستند ، بلكه وسيله‌اند ، و چنين عملى ظلم است ، و مثل اين مىماند كه اهل يك كشور حاكم خود را به بافندگى وادارند ، يا به گرفتن ماليات گمرگ و ساير كارهايى كه طبقات بى سواد و ناآگاه هم مىتوانند انجامش دهند . نتيجه ديگرى از بيان خود گرفته و آن حرمت معاملات ربوى در خصوص درهم و دينار است ، و گفته است : اين عمل كفر به نعمت خدا و ظلم است ، براى اينكه ظلم عبارت است از اينكه چيزى را در غير آن مورد كه براى آن خلق شده ، مصرف كنند ، و طلا و نقره خلق شده‌اند تا وسيله باشند نه هدف ، چون غرضى كه در خود آنها نيست تا هدف قرار گيرد ، پايان گفتار غزالى .