السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
654
تفسير الميزان ( فارسي )
و نيز در مجمع آمده كه سدى و عكرمه گفتهاند : آيه * ( « وَذَرُوا ما بَقِيَ مِنَ الرِّبا » ) * در باره بقيه ربايى نازل شد كه عباس و خالد بن وليد كه با هم شريك بودند از قبيله بنى عمرو بن عمير كه شاخه اى از ثقيف بودند طلب داشتند ، و در روزگارى كه اسلام آمد اينها اموال بسيار زيادى از ربا جمع كرده بودند ، خداى تعالى اين آيه را نازل كرد ، و به دنبالش رسول خدا ص فرمود : هر ربايى كه قبل از اسلام و در جاهليت گرفته شده و بقيه اى از آن مانده ديگر پرداختش لازم نيست ، و اولين ربايى كه من باطل مىكنم و مىبخشم رباى عباس بن عبد المطلب است ، و هر خونى كه در جاهليت ريخته شده قصاص آن در اسلام برداشته شده ، و اولين خونى را كه من مىبخشم خون ربيعة بن حارث بن عبد المطلب است ، كه در بنى ليس شير خورده و پرورش يافته بود و هذيل او را بكشت . « 1 » مؤلف : نقل اين روايت را صاحب الدر المنثور به ابن جرير و ابن منذر و ابن ابى حاتم نسبت داده كه از سدى روايت كردهاند با اين تفاوت كه در روايت اين سه نفر آمده كه آيه شريفه در باره عباس بن عبد المطلب و مردى از بنى مغيره نازل شده است . « 2 » و در الدر المنثور است كه ابو داود ، و ترمذى كه او حديث را صحيح دانسته است و نسايى ، و ابن ماجه ، و ابن ابى حاتم ، و بيهقى در سنن خود ، همگى از عمرو و پسر احوص روايت كردهاند كه وى در حجة الوداع در ركاب رسول خدا ص بوده ، و گفته است كه رسول خدا ص فرمود : آگاه باشيد كه هر ربايى از زمان جاهليت بر ذمه كسى مانده ، بخشوده شده است ، و طلبكار حق مطالبه آن را ندارد ، و تنها مىتواند اصل طلب خود را مطالبه كند ، نه ظلم كنيد و نه ظلم شويد . « 3 » مؤلف : روايت در اين معنا بسيار است ، و آنچه از روايات شيعه و سنى بر مىآيد اين است كه اجمالا آيه ، در باره اموال ربوى نازل شده ، كه بنى مغيرة ( دودمانى از مردم مكه ) از بنى ثقيف ( مردم طائف ) طلب داشتند ، چون در زمان جاهليت به آنان پول يا جنس به قرض مىدادند ، و ربا مىگرفتند ، آن گاه كه اسلام آمد و باقيمانده طلب خود را از ايشان مطالبه نمودند ، مردم ثقيف ندادند ، چون اسلام خط بطلان بر معاملات ربوى كشيده بود ، طرفين دعوا را نزد رسول خدا ص بردند در پاسخشان اين آيه نازل شد .
--> ( 1 ) مجمع البيان ج 1 ص 392 ( 2 ) تفسير الدر المنثور ج 1 ص 366 ( 3 ) تفسير الدر المنثور ج 1 ص 367