السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

597

تفسير الميزان ( فارسي )

در اين آيه شريفه خداوند متعال قول معروف و آمرزيدن و مغفرت ( يعنى چشمپوشى از بدىها كه مردم به انسان مىكنند ) را بر صدقه اى كه گوشه و كنايه داشته باشد ترجيح داده ، و اين مقابله دلالت دارد بر اينكه مراد از « قول معروف » اين است كه وقتى مىخواهى سائل را رد كنى با زبانى خوش رد كنى ، مثلا دعايش كنى كه خدا حاجتت را برآورد . البته اين در صورتى است كه سائل سخنى كه باعث ناراحتى تو باشد نگويد ، و اگر لفظى خلاف ادب گفت بايد چنان رفتار كنى كه او خيال كند سخن زشتش را نشنيده اى و آن دعاى خير و اين چشمپوشىات از سخن زشت او ، بهتر از آنست كه به او صدقه اى بدهى و به دنبالش آزار برسانى ، چون آزار و منت نهادن انفاقگر به اين معنى خواهد بود كه مىخواهد بفهماند آن مالى كه انفاق كرده در نظرش بسيار عظيم است ، و از درخواست سائل ناراحت شده است ، و اين دو فكر غلط دو بيمارى است كه بايد انسان با ايمان ، دل خود را از آن پاك كند چون مؤمن بايد متخلق به اخلاق خدا باشد ، و خداى سبحان غنىاى است كه آنچه نعمت مىدهد در نظرش بزرگ نمىنمايد ، و هر بخششى مىكند آن را بزرگ جلوه نمىدهد و نيز خداى سبحان حليم است ، و در مؤاخذه جفاكاران عجله نمىكند ، و در برابر جهالت خشم نمىكند ، و به همين جهتى كه گفته شد آيه شريفه ، با دو نام « غنى » و « حليم » ختم شده است . « * ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِكُمْ ) * . . . » اين آيه شريفه دلالت دارد بر اينكه آزار و منت بعد از صدقه اجر آن را حبط كرده و از بين مىبرد ، و بعضى با اين آيه استدلال كرده‌اند بر اينكه هر معصيت و يا حد اقل هر گناه كبيره باعث از بين رفتن و بى اجر شدن اطاعتهاى قبل از آن معصيت مىشود ، و ليكن ما چنين دلالتى در آيه نمىبينيم ، و دلالت آيه تنها در بى اجر شدن صدقه به وسيله خصوص منت و اذيت است ، كه گفتار مفصل اين بحث در مبحث « حبط » گذشت . * ( « كَالَّذِي يُنْفِقُ مالَه رِئاءَ النَّاسِ ، وَلا يُؤْمِنُ بِاللَّه وَالْيَوْمِ الآخِرِ » ) * از آنجايى كه خطاب اول آيه فقط شامل مؤمنين بود - چون افراد رياكار نمىتوانند مؤمن باشند ، چون به فرموده خدا ، منظور اينها از اعمالشان خدا نيست - به همين جهت خداوند متعال مؤمنين را صريحا از ريا نهى نكرد ، و نفرمود : « اى مؤمنين رياكار نباشيد » بلكه افرادى را كه صدقه مىدهند و به دنبالش منت و اذيت مىرسانند تشبيه به افراد رياكار بىايمان كرد ، كه صدقاتشان باطل و بىاجر است ، و فرمود : « عمل چنين مؤمنى شبيه به عمل او است » ، و نفرمود : « مثل آن است » زيرا عمل مؤمن در ابتدا صحيح انجام مىشود ، ولى بعدا پاره اى عوامل مثل « منت » و « اذيت » آن را باطل مىسازد ، ولى عمل رياكار از همان اول باطل است .