السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

567

تفسير الميزان ( فارسي )

كن فيكون » ، و خداى سبحان در دنباله اين آيه فرموده : اين كلمه عبارت است از ملكوت هر چيز : « فَسُبْحانَ الَّذِي بِيَدِه مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ » « 1 » . از سوى ديگر صريحا فرموده : ملكوت خود را به ابراهيم نشان داديم ، « وَكَذلِكَ نُرِي إِبْراهِيمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَالأَرْضِ وَلِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ » « 2 » و يكى از ملكوت آسمانها و زمين ، همين زنده كردن مرغان نامبرده در آيه است . حال ببينيم منشا اين شبهه و نظائر آن چيست ؟ منشا آن اين است كه اين دانشمندان گمان كرده‌اند كه خواستن ابراهيم از طيور و گفتن عيسى ع به مردگان هنگام زنده كردن آنها به اينكه « برخيز به اذن خدا » ، و نيز جريان يافتن باد به امر سليمان و ساير معجزات كه در كتاب و سنت از آنها نامبرده شده ، اثرى است كه خداى تعالى در الفاظ اين پيامبران قرار داده ، يعنى اثر و خاصيت خود الفاظ آنهاست و يا اثرى است كه خدا در ادراك تخيلى « 3 » آنان

--> ( 1 ) سوره يس آيه 83 ( 2 ) اين چنين ملكوت آسمانها و زمين را به ابراهيم نشان داديم ( براى اينكه چنين و چنان شود ) و نيز براى اينكه او از صاحبان يقين گردد . « سوره انعام آيه 75 » ( 3 ) براى ادراكات انسان از خارج سه مرتبه قائل شده‌اند ، 1 - مرتبه حس 2 - مرتبه خيال ، 3 - مرتبه تعقل . مرتبه حس : عبارت است از آن صورى از اشياء كه در حال مواجهه و يا مقابله و ارتباط مستقيم ذهن با خارج با به كار افتادن يكى از حواس پنجگانه ( يا بيشتر ) در ذهن منعكس مىشود ، مثلا هنگامى كه انسان چشمها را باز نموده و منظره اى را كه در برابرش موجود است تماشا مىكند ، تصويرى از آن منظره در ذهنش پيدا مىشود و آن تصوير همان حالت خاصى است كه انسان حضورا و وجدانا در خود مشاهده مىكند و آن را ديدن مىناميم ، يا آنكه در حالى كه كسى صحبت مىكند و صداى وى به گوشش مىرسد حالت ديگرى را در خود مشاهده مىنمايد كه آن را شنيدن مىناميم و . . . مرتبه خيال : پس از آنكه ادراك حسى از بين رفت اثرى از خود در ذهن باقى مىگذارد و يا به تعبير قدماء پس از پيدايش صورت حسى در حاسه ، صورت ديگرى در قوه ديگرى كه آن را « خيال » يا « حافظه » مىناميم ، پيدا مىشود و پس از آنكه صورت حسى محو شد ، آن صورت خيالى باقى مىماند و هر وقت انسان بخواهد ، آن صورت را احضار مىنمايد و به اصطلاح به اين وسيله آن شىء خارجى را تصور مىكند . . . مرتبه تعقل : ادراك خيالى چنان كه دانستيم جزئى است يعنى بر بيش از يك فرد قابل انطباق نيست ، ليكن ذهن انسان پس از ادراك چند صورت جزئى ، قادر است يك كلى بسازد كه قابل انطباق بر افراد كثيره باشد ، به اين ترتيب كه پس از آنكه چند فرد را ادراك نمود ، علاوه بر صفات اختصاصى هر يك از افراد به پاره اى از صفات مشتركه نائل مىشود . . . كه بر افراد نامحدودى قابل انطباق باشد ، اين نحوه از تصور را تعقل يا تصور كلى مىنامند . « اصول فلسفه و روش رئاليسم مقاله سوم ، علم و ادراك »