السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
56
تفسير الميزان ( فارسي )
خدايند ، آن وقت صاحب چنين پندارى ، وقتى در حال شدت پروردگار خود را مىخواند معناى اين خواندنش اين است كه خداى تعالى تنها در حال شدت رب و مدبر او است ، و حال آنكه خداى تعالى اينطور نيست ، بلكه در هر حال چه شدت و چه رخا ربوبيت دارد ، در نتيجه صاحب اين پندار نه در حال رفاه خداى عالم و آفريدگار خود را خوانده ، و نه در حال شدت ، بلكه ديگرى را خوانده . و اين معنا در بعضى روايات به زبانى ديگر آمده ، مثلا در كتاب مكارم الاخلاق از امام صادق ع روايت كرده كه فرمود : كسى كه از پيش دعا كرده باشد هنگام نزول بلا دعايش مستجاب مىشود ، و بعضى گفتهاند : دعا صوتى است پسنديده كه در رسيدنش به آسمان چيزى جلوگيرش نيست ، و كسى كه قبل از گرفتارى دعا نكرده باشد ، دعاى در هنگام نزول بلايش مستجاب نمىشود ، و ملائكه مىگويند اين صداى كيست كه تا كنون نشنيده و آن را نمىشناسيم ، ( تا آخر حديث ) « 1 » . و اين معنا از اطلاق آيه : « نَسُوا اللَّه فَنَسِيَهُمْ » « 2 » ، استفاده مىشود ، و اين معنا با رواياتى كه مىگويد : دعا با انقطاع از خلق رد نمىشود ، منافات ندارد ، براى اينكه مطلق شدت و بلا غير انقطاع كامل است ( و از مجموع دو دسته روايات چنين بر مىآيد ، آن كسى كه در حال خوشى دعا ندارد ، و با خدا كارى ندارد ، در حال شدت هم انقطاع كامل برايش دست نمىدهد ، باز هم كه دعا كند گوشه چشمش به اسباب ظاهرى است ، نمىتواند به كلى از آنها قطع اميد كند ) . و اينكه فرمود : ( و چون درخواستى داشتى از خدا بخواه ، و چون خواستى بىنياز باشى با ياد خدا بىنيازى را به دست آر . . . ) ، ارشاد است به اينكه وقتى مىخواهى درخواستى بكنى ، و يا كمكى بطلبى ، اين سؤال و استعانت را حقيقتا بكن ، و سؤال و استعانت حقيقى آن است كه از خداى تعالى بشود ، چون اسباب عادى كه در دسترس ما هست سببيتشان همه محدود به آن مقدارى است كه خدا برايشان مقدر كرده ، نه آن طور كه به نظر ما مىرسد ، و خيال مىكنيم در مقابل خدا آنها هم سبب مستقل در تاثيرند ، بلكه اين اسباب تنها طريقيت و وساطت در ايصال دارند ، و گرنه كار همه اش به دست خداى تعالى است . بنا بر اين بر بنده خدا واجب است كه در حوائج خود متوجه به جانب عزت ، و باب كبرياء شود ، و هرگز به هيچ يك از اسباب ظاهرى ركون و اعتماد نكند ، گو اينكه خداى تعالى
--> ( 1 ) مكارم الاخلاق ص 271 ( 2 ) خدا را از ياد بردند خدا هم فراموششان كرد . « سوره توبه آيه 68 »