السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
549
تفسير الميزان ( فارسي )
و آيا نديدى آن كسى را كه به قريه اى چنين و چنان عبور كرد ؟ خواهى پرسيد : بنا بر اين چه حاجتى به آوردن كاف تشبيه و يا كلمه مثل بود ؟ مىگوئيم كلمه « مثل » اين نكته را مىفهماند كه شاهد اين گفتار يكى دو تا نيست ، بلكه شواهدى متعدد دارد ، يكى از آنها همين شخص است . بعضى ديگر گفتهاند : آيه مورد بحث عطف بر همان « ألم تر . . . » است ، ليكن عطف است به معنايى كه اين جمله به آن جمله قبلى مىدهد ، و آن را در معنا به صورت « ألم تر كالذى حاج ابراهيم . . . » مىآورد ، و آن وقت معناى مجموع دو آيه ، چنين مىشود : آيا نظير آن كس را كه با ابراهيم بر سر پروردگارش محاجه و مشاجره مىكردند نديده اى ؟ و يا به مثل آن كس كه به قريه اى مىگذشت كه ويران شده بود برنخوردى ؟ بعضى ديگر گفتهاند : اين آيه جزء سخنان ابراهيم ع است ، كه در پاسخ خصم خود كه ادعا مىكرد او هم زنده مىكند و مىميراند گفته است ، و تقدير كلام چنين است : « اى نمرود كه ادعا مىكنى من مرده را زنده مىكنم اگر راست مىگويى مثل آن كسى را زنده كن كه از قريه اى چنين و چنان مىگذشت . . . » ، اين بود چند وجهى كه در توجيه حرف « أو » ذكر كردهاند ، و بطورى كه ملاحظه مىكنيد هيچ يك چنگى به دل نمىزند . من گمان مىكنم - خدا داناتر است - كه عطف بر معنا است ، همانطور كه در احتمال سوم گذشت ، اما تقدير و بيان واقع آيه غير از آن تقديرى است كه آنجا بيان شده بود . توضيح : خداى تعالى بعد از آنكه فرمود : * ( « اللَّه وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ ، وَالَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِياؤُهُمُ الطَّاغُوتُ ، يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُماتِ » ) * اين معنا به دست آمد كه : خدا مؤمن را به سوى حق هدايت مىكند ، ولى كافر را در كفرش هدايت نمىكند ، بلكه اوليائى كه خود او براى خود گرفته او را گمراه مىسازند ، دنبال آن سه تا شاهد ذكر مىكند ، تا هم شاهد هدايت كردن خدا باشد ، و هم بفهماند هدايت داراى سه مرتبه پشت سر هم است . مرتبه اول : هدايت به سوى حق از راه استدلال و برهان است ، كه داستان محاجه ابراهيم ع و نمرود ، نمونه آن است كه ديديم خداى تعالى ابراهيم ع را به سخن حق هدايت كرد ، و نمرود را نكرد ، بلكه او را كفرش مبهوت و گمراه كرد ، و اگر خداوند متعال سخنى از هدايت شدن ابراهيم ع نفرمود بلكه عمده گفتار را در باره نمرود قرار داد براى اين بود كه بر يك نكته جديدى دلالت كند ، همان نكته اى كه جمله * ( « وَاللَّه لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ » ) * ، بر آن دلالت دارد .