السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

53

تفسير الميزان ( فارسي )

اگر فورا به او داده شود گوارا نمىشود ، لذا اجابتش تاخير مىافتد تا سائل تشنه تر شود ، و نعمت نامبرده گواراتر گردد ، چون خودش در سؤال خود قيد گوارا را ذكر كرده بود ، پس در حقيقت خودش خواسته كه اجابتش تاخير افتد ، و همچنين مؤمن كه به امر دين خود اهتمام دارد ، اگر حاجتى را درخواست كند كه برآورده شدن آن باعث هلاكت دين او مىشود ، و او خودش اطلاع ندارد ، و خيال مىكند برآورده شدن آن حاجت سعادت او را تامين مىكند ، در حالى كه سعادت او در آخرت او است ، پس در حقيقت درخواست او درخواست سعادت در آخرتش است نه دنيا ، و به همين جهت دعايش در آخرت مستجاب مىشود نه در دنيا . باز در عدة الداعى از امام باقر ع روايت كرده كه فرمود : هيچ بنده اى دست خود به سوى خداى عز و جل نمىگشايد . مگر آنكه خدا از رد آن بدون اينكه حاجتش داده باشد شرم مىكند ، بالآخره چيزى از فضل و رحمت خود كه بخواهد در آن مىگذارد ، بنا بر اين هر وقت دعا مىكنيد دست خود را برنگردانيد مگر بعد از آنكه آن را به سر و صورت خود بكشيد ، و در خبرى ديگر آمده : كه به صورت و سينه خود بكشيد . « 1 » مؤلف : در الدر المنثور هم قريب به اين معنا از عده اى از صحابه چون سلمان ، و جابر ، و عبد اللَّه بن عمر ، و انس بن مالك ، و ابن ابى مغيث ، از رسول خدا ص مطالبى در ضمن هشت روايت آورده ، و در همه آنها جمله : ( دست بلند كردن آمده ) « 2 » پس ديگر معنا ندارد بعضى اين معنا را انكار نموده ، بگويند دست بلند كردن به معناى آن است كه خدا جسم است ، و در آسمان قرار دارد ، و خدا بزرگتر از اين است كه جسم باشد . و اين سخنى است فاسد ، براى اينكه حقيقت تمامى عبادتهاى بدنى نشان دادن حالت قلبى ، و صورت بخشيدن توجه درونى ، و اظهار حقايق متعالى از ماده است در قالب تجسم ، كه اين وضع در نماز و روزه و حج و عبادات ديگر با اجزاء و شرايط آنها به خوبى روشن است و اگر اين معنا نبود اصلا عبادت بدنى تحقق نمىيافت . و يكى از آن عبادتها دعا است ، و آن عبارت است از مجسم ساختن توجه قلبى ، و درخواست باطنى به صورت درخواست ظاهرى كه ما افراد بشر در بين خود داريم ، و خلاصه در برابر پروردگارمان آن حالتى را مىگيريم ، كه يك انسان فقير كه خود را پست احساس مىكند در برابر توانگرى كه خود را عزيز و عالى پنداشته ، به خود مىگيرد ، دست خود را در مقابل او دراز نموده ، گردن خود را كج مىكند ، و با حالت ذلت و تضرع حاجت خود را سؤال

--> ( 1 ) عدة الداعى ص 139 و بحار ج 93 ص 37 ( 2 ) الدر المنثور ج 1 ص 195