السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

529

تفسير الميزان ( فارسي )

اين معنا با هم جمع مىشوند ، و اشكالى هم ندارد ، مؤمن فطرى كه داراى نور فطرى و ظلمت دينى است ، وقتى در هنگام بلوغ ايمان مىآورد ، به تدريج از ظلمت دينى به سوى نور معارف و اطاعتهاى تفصيلى خارج مىشود و اگر كافر شود از نور فطريش به سوى ظلمت تفصيلى كفر و معصيت بيرون مىشود . و اگر در آيه شريفه كلمه نور را مفرد و كلمه ظلمت را جمع آورده ، و فرموده : * ( « يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ » ) * و * ( « يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُماتِ » ) * اشاره به اين است كه حق هميشه يكى است ، و در آن اختلاف نيست ، هم چنان كه باطل متشتت و مختلف است و هيچ وقت وحدت ندارد . هم چنان كه در جاى ديگر فرموده : « وَأَنَّ هذا صِراطِي مُسْتَقِيماً فَاتَّبِعُوه وَلا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ » . « 1 » بحث روايتى در كتاب الدر المنثور است كه ابو داود ، و نسايى ، و ابن منذر ، و ابن ابى حاتم ، و نحاس ، در كتاب ناسخ و ابن منده در غرائب شعب ، و ابن حيان و ابن مردويه ، و بيهقى در كتاب سنن ، و ضياء در كتاب مختار ، همگى از ابن عباس روايت كرده‌اند كه گفت : قبل از اسلام در بين اهل مدينه رسم چنين بود كه اگر بچه زنى زنده نمىماند نذر مىكرد كه هر گاه بچه اى براى او بماند او را يهودى كند ، در نتيجه بعد از اسلام و هنگامى كه قبيله بنى النضير مامور شدند از مدينه كوچ كنند عده اى از اين افراد در بين آنها بودند ، مردم مدينه گفتند : ما نمىگذاريم فرزندانمان يهودى بمانند ، و با بنى النضير كوچ كنند ، در اينجا بود كه آيه : * ( « لا إِكْراه فِي الدِّينِ » ) * نازل شد . « 2 » مؤلف : اين معنا به اسناد و طرقى ديگر از سعيد بن جبير و شعبى نقل شده است . و نيز در آن كتاب ( تفسير الدر المنثور ) آمده كه عبد بن حميد ، و ابن جرير ، و ابن منذر ، از مجاهد روايت كرده‌اند كه گفته است : بنى النضير عده اى از مردان قبيله اوس را در كودكيشان شير داده بودند ، بعد از آنكه رسول خدا ص امر فرمود تا از مدينه كوچ نموده و جلاى وطن كنند ، اين فرزندان شيرى اوسى گفتند : ما هم با قبيله بنى النضير كوچ

--> ( 1 ) همانا صراط و راه من اين است در حالى كه صراطى است مستقيم ، پس از آن پيروى كنيد و به راههاى مختلف ديگر نرويد كه متفرق خواهيد گشت . « سوره انعام آيه 153 » ( 2 ) تفسير الدر المنثور ج 1 ص 329