السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
526
تفسير الميزان ( فارسي )
« * ( فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِنْ بِاللَّه فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى ) * . . . » كلمه « طاغوت » به معناى طغيان و تجاوز از حد است ، ولى اين كلمه ، تا حدى مبالغه در طغيان را هم مىرساند ، مانند كلمه « ملكوت » و كلمه « جبروت » كه مبالغه در مالكيت و جباريت است ، و اين كلمه در مواردى استعمال مىشود كه وسيله طغيان باشند ، مانند اقسام معبودهاى غير خدا ، امثال بتها و شيطانها و جنها و پيشوايان ضلالت از بنى آدم ، و هر متبوعى كه خداى تعالى راضى به پيروى از آنها نيست ، و اين كلمه در مذكر و مؤنث و مفرد و تثنيه و جمع ، مساوى است و تغيير نمىكند . و اگر خداوند متعال در اين آيه كفر را جلوتر از ايمان ذكر كرد و فرمود : « كسى كه به طاغوت كفر بورزد و به خدا ايمان بياورد » براى اين است كه موافق ترتيبى ذكر كرده باشد كه با فعل جزا مناسب است ، چون فعل جزا عبارت است از استمساك به عروة الوثقى ، و اين استمساك عبارت است از ترك هر كار و گرفتن عروة الوثقى ، پس استمساك يك « ترك » مىخواهد و يك « گرفتن » ، لذا بايد اول كفر را ذكر مىكرد كه عبارت است از ترك ، سپس ايمان را كه عبارت است از اخذ ، تا فعل شرط مطابق با جزاى آن باشد . و كلمه « استمساك » كه مصدر است براى فعل ماضى ( استمسك ) به معناى چنگ زدن و چيزى را محكم چسبيدن است ، و كلمه « عروة » به معناى دستگيره و يا به عبارت ديگر دسته اى است كه با آن چيزى را گرفته و بلند مىكنند ، مانند دسته كوزه و دلو و دستگيره ظرفهاى مختلف ، البته گياههاى ريشه دار و نيز درختهايى را كه برگ آنها نمىريزد « عروة » مىنامند ، و اين كلمه در اصل به معناى « تعلق » مىباشد و وقتى گفته مىشود : « فلان عرى فلانا » ، معنايش اين است كه فلانى به فلان چيز تعلق و دلبستگى دارد . و جمله مورد بحث ، يعنى * ( « فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى » ) * استعاره است ، و مىخواهد بفرمايد : رابطه ايمان با سعادت ، رابطه عروة و دستگيره ظرف با ظرف و يا با محتواى ظرف است ، همانطورى كه گرفتن و برداشتن ظرف ، گرفتن و برداشتنى مطمئن نيست مگر وقتى كه دستگيره آن را بگيريم ، به همانسان سعادت حقيقى امرش مستقر نمىشود ، و اميدى به رسيدن به آن نيست مگر اينكه به خدا ايمان آورده و به طاغوت كفر بورزيم . * ( « لَا انْفِصامَ لَها وَاللَّه سَمِيعٌ عَلِيمٌ » ) * . كلمه « انفصام » به معناى انقطاع و انكسار است ، و اين جمله در واقع جمله حاليه است از « عروة » كه معناى عروة الوثقى را تاكيد مىكند و به دنبالش مىفرمايد : « خدا شنوايى دانا است » ، چون ايمان و كفر هم متعلق به قلب و هم متعلق به زبان ( هر دو ) است ، پس خداى