السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

479

تفسير الميزان ( فارسي )

يعنى احتياجاتى كه بشر در طول زندگى و در زندگى عصر حاضر خود به آنها بر مىخورد . و باز به همين جهت است كه مىبينيم روز به روز دامنه لغتها گسترش مىيابد ، هر قدر تمدن و پيشرفت جامعه در راه زندگيش بيشتر مىشود لغتها هم زيادتر مىشود . از اينجا روشن مىشود كه كلام ( يعنى تفهيم آنچه در ضمير است به وسيله صداهاى تركيب شده و قراردادى ) ، وقتى تحقق مىيابد كه انسان در ميان اجتماع قرار گيرد ، حتى اگر حيوانى هم اجتماعى زندگى كند ، گمان نمىكنم كه زبان و علامتهايى نداشته باشد ، قطعا دارد ، و اما انسان در غير ظرف اجتماع ، محتاج به كلام نيست ، به اين معنا كه اگر فرض كنيم انسانى بتواند به تنهايى زندگى كند و هيچ تماسى با انسانهاى ديگر نداشته حتى اجتماع خانوادگى هم نداشته باشد چنين فردى قطعا احتياج به كلام پيدا نمىكند ، براى اينكه نيازمند به فهميدن كلام غير نبوده ، و احتياج به فهماندن كلام به غير را ندارد . و همچنين هر موجود ديگر كه در وجودش احتياج به زندگى اجتماعى و تعاونى ندارد فاقد زبان است ، مانند فرشته و شيطان . پس كلام به آن نحوى كه از انسان سر مىزند از خداى تعالى سرنمىزند يعنى خدا حنجره ندارد تا صدا از آن بيرون آورد ، و دهان ندارد تا صدا را در مقطعهاى تنفس در دهان قطعه قطعه كند ، و با غير خودش قراردادى ندارد ( كه بفرمايد مثلا هر وقت اگر فلان كلمه را گفتم بدان كه فلان معنا را منظور دارم ) براى اينكه شان خداى تعالى أجل و ساحتش منزه تر از آن است كه مجهز به تجهيزات جسمانى باشد ، و بخواهد با دعاوى خيالى و اعتبارى استكمال كند ، هم چنان كه خودش فرمود : « لَيْسَ كَمِثْلِه شَيْءٌ » « 1 » . ليكن در عين حالى كه قرآن كريم تكلم به معناى معهود بين مردم را از خداى تعالى نفى مىكند ، آيه شريفه : « وَما كانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُكَلِّمَه اللَّه إِلَّا وَحْياً أَوْ مِنْ وَراءِ حِجابٍ » « 2 » ( كه ترجمه اش گذشت ) حقيقت معناى تكلم را در باره خداى تعالى اثبات نموده است . پس خداى تعالى تكلم با آثار و خواص خود را دارد ، ولى آن حد اعتبارى را كه در تكلم معهود بشرى است ، ندارد ، و وقتى اثر كلام و نتيجه آن كه همان فهماندن طرف باشد ، در خداى تعالى هست ، قهرا بطور محدود جزء امور اعتباريه باقى مىماند ، يعنى امورى كه تنها در اجتماع انسانى اعتبار دارد ، مانند ذرع كه فلز بودن آن واقعيت دارد ، ولى ذرع بودن آن حدى

--> ( 1 ) خدا به هيچ چيزى قياس و تشبيه نمىشود . « سوره شورا ، آيه 11 » ( 2 ) سوره شورا ، آيه 51