السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
465
تفسير الميزان ( فارسي )
و از اينجا است كه مىبينى هيچ نويسنده اى كه متدين به دينى و مذهبى است در كتاب خود و گردآورىهايش خبرى كه مخالف و بر ضرر مذهبش باشد نياورده ، پس اهل هر مذهب هر چه در باره مذهبش نوشته موافق با اصول مذهب خود بوده هم چنان كه امروز هم هيچ گفتارى تاريخى در نوشته هاى ماديين نمىبينى ، مگر اينكه از جهتى و به وجهى مذهب ماديت او را تاييد مىكند . از آن دو عامل گذشته ، عواملى ديگر هست كه باعث فساد و بىاعتبارى تاريخ شده ، از آن جمله يكى نبودن وسائل گرفتن خبر ، و ديدن واقعه ، و ضبط و نقل آن براى ديگران ، و تاليف كتابى در باره آن ، و حفظ و نگهدارى آن كتاب از پوسيدن و دگرگونى و گم شدن ، بوده است ، و اين عوامل هر چند امروز در بين نيست ( و در اين عصر به آسانى مىتوان اخبار آن طرف دنيا را در اين طرف گرفت ، و حتى با چشم ديد ، و آن را به سهولت ضبط نمود ، و به وسيله رسانه هاى گروهى انتشار داد ، و در اسرع وقت چاپ نموده و در كتابخانه هاى مدرن از پوسيدن و دگرگونگى و گم شدن حفظش كرد ) چون شهرها به هم نزديك شده و وسائل ارتباط بسيار و نقل و انتقال و تحول آسان گشته ، ليكن بلاى تاريخ ، از جهتى ديگر عمومى شده ، و آن مساله سياست است ، كه در تمامى شؤون زندگى انسان مداخله مىكند ، و چرخ دنياى امروز بر محور سياست ( كه خود فنى از فنون شده است ) دور مىزند ، و با تحول آن ، همه اخبار دنيا ناگهان از حالى به حالى مىشود و اين خود عاملى بزرگ و دردى بى درمان است كه آدمى را نسبت به تاريخ بدگمان مىسازد ، حتى تاريخ را به سقوط تهديد مىكند . وجود نواقص و يا به عبارتى ديگر ، نواقصى كه براى تاريخ نقلى شمرديم علت عمده بىاعتنايى علماى امروز نسبت به تاريخ است ، و باعث شده كه دانشمندان بطور كلى از تاريخ نقلى دورى نموده به تاريخ زمينى ( يعنى باستانشناسى ) روى آوردند و اين علم هر چند از پاره اى اشكالات كه در كار تاريخ نقلى بود سالم و به دور است مثلا دستخوش مداخلات حكومتها نشده ، و ليكن از بقيه اشكالات خالى نيست ، براى اينكه اين دانشمندان نيز داراى احساسات و تعصبهايى هستند ، اينها نيز تحت تاثير سياستها قرار مىگيرند ، پس آنچه كه از اسرار باستانشناسى خود افشا مىكنند نمىتواند مورد اعتماد قرار گيرد ، ممكن است در آنچه افشا مىكنند و در آنچه كتمان مىنمايند و تغيير و تبديل مىدهند ، اعمال سياست كنند ، يعنى چيزى را افشا كنند كه واقعيت نداشته باشد ، و چيزهايى را كه واقعيت دارد كتمان نمايند ، و يا در آن تغيير و تبديلى بدهند . اين بود حال تاريخ و عوامل متعددى كه از جهات مختلف ، آن را تباه كرده و تا ابد هم