السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

460

تفسير الميزان ( فارسي )

« 1 » . چون اين آيه به ما مىفهماند كه سيل حوادث و ميزان تنازع كفهاى باطل و مضر به حيات اجتماع را كنار زده و از بين مىبرد و در نتيجه ابليز « 2 » ( كه حق و نافع بوده ، و مايه آبادانى در زمين مىباشد ) و نيز ابريز « 3 » به عنوان زيور و ابزار كار انسان مورد استفاده قرار مىگيرد . اين بود گفتار مفسر نامبرده . مؤلف : اما دو قاعده تنازع در بقا و انتخاب طبيعى ( به آن معنايى كه ما برايش كرديم ) هر چند فى الجمله و تا حدودى درست است ، و قرآن هم آن دو را مورد عنايت قرار داده ، ليكن اين دو صنف آيه اى كه از قرآن آورده به هيچ وجه در صدد بيان آن دو قاعده نيستند ، براى اينكه دسته اول از آيات ، در صدد بيان اين جهت است كه خداى تعالى در اراده خود مغلوب هيچ چيزى نيست و از هيچ عاملى شكست نمىخورد ، و يكى از چيزهايى كه اراده او بدان تعلق گرفته و آن را خواسته معارف دينى است . پس معارف دينى هم به هيچ وجه مغلوب واقع نمىشود ، و حامل آن معارف نيز در صورتى كه آن را به راستى و درستى حمل كرده به هيچ وجه شكست نخواهد خورد . جمله : « بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّه عَلى نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ » كه در آيه اول بود ، و جمله « الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيارِهِمْ بِغَيْرِ حَقٍّ إِلَّا أَنْ يَقُولُوا رَبُّنَا اللَّه » ، كه در آيه دوم بود ، كاملا بر اين مطلب دلالت دارد ، براى اينكه اين دو جمله در اين صدد است كه بيان كند مؤمنين به زودى بر دشمنانشان غلبه خواهند كرد ، اما نه به حكم تنازع در بقا و انتخاب اشرف ، براى اينكه اشرف و اقوى از نظر طبيعت ، آن فرد و جامعه اى است كه از نظر تجهيز طبيعى مجهز به جهازهايى قوى باشد ، نه اينكه از نظر حقانيت و اشرافيت معنوى نيرومندتر باشد .

--> ( 1 ) خداى تعالى آبى را از آسمان نازل مىكند و آب هر ذره‌اى به اندازه ظرفيت آن جريان يافته و سيل مىشود و آن سيل كفى بلند و پف كرده با خود مىآورد بعضى از فلزات هم كه براى ساختن زيور و يا ابزار كار در آتش مىگدازند كفى مانند كف سيل دارد خدا حق را به آب و فلز خالص و باطل را به كف آن دو مثل مىزند كه كف به كنارى افتاده از بين مىرود و آنچه به مردم سود مىدهد در زمين مىماند خدا اينچنين مثلها را بيان مىكند . « سوره رعد ، آيه 17 » ( 2 ) « ابليز » عربى شده كلمه آب ليز و به معناى گلى است كه رود نيل در ايام طغيان با خود مىآورد ، و وقتى ته نشين شد به جاى كود مصرف مىشود . ( 3 ) « ابريز » عربى شده آبريز است كه به معناى فلز خالص و بدون خلط است .