السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
458
تفسير الميزان ( فارسي )
است بگوئيم بين موجودات تنازعى در بقا هست . و نيز لازمه ديگر اين تاثير كه علت در معلول دارد اين است كه هر موجود قوى در موجود ضعيف تصرف كند و او را به نفع خودش فانى كند و يا حد اقل دگرگون سازد بطورى كه بتواند به نفع خود از آن بهره ور شود . با اين بيان ممكن است آن سه قانون كه طبيعىدانان ارائه داده بودند يعنى قانون تنازع در بقا ، و قانون انتخاب طبيعى ، و قانون تبعيت محيط را توجيه كرد ، براى اينكه هر نوع از انواع موجودات از آنجا كه تحت تاثير عوامل تضادى است كه از ناحيه نوع ديگر ، تهديدش مىكند ، قهرا وقتى مىتواند در برابر آن عوامل مقاومت كند كه وجودى قوى و نيرومند داشته باشد و بتواند از خود دفاع كند ، حال افراد از هر نوعى نيز همين طور است ، آن فردى صلاحيت بقا را دارد كه وجودى قوى داشته و در برابر منافيات و اضدادى كه متوجه او شده و تهديدش مىكند ، مقاوم باشد . اين همان انتخاب طبيعى و بقاى اشرف است . و همچنين وقتى كه عده بسيارى از عوامل دستاندركارند و بيشتر آنها در نحوه تاثير متحد مىشوند ، و يا آثارشان نزديك به هم است ، قهرا موجودى كه در وسط اين عوامل قرار گرفته از تاثير اين عوامل متاثر و اثرى را مىپذيرد كه با وضعش تناسب دارد و اين همان تبعيت محيط است . چيزى كه در اينجا بايد به آن توجه داشت اين است كه امثال اين قواعد و نواميس ، يعنى ناموس تبعيت محيط و غير آن هر جا كه اثر مىگذارد تنها در عوارض وجود يك موجود و لو احق آن اثر مىگذارد ، و اما در نفس ذات آن موجود به هيچ وجه اثر نمىگذارد ، و نمىتواند موجودى را موجود ديگر كند ( مثلا ميمونى را انسان كند ) ، ولى طبيعىدانان از آنجايى كه قائل به وجود ذات جوهرى نيستند ، زير بناى دانش خود را اين قرار دادهاند كه هر موجودى عبارت است از مجموع عوارض دست به دست هم داده اى كه عارض بر ماده مىشود . لذا گفتهاند همين عوارض است كه مثلا انسان را انسان و زرافه را زرافه كرده و در حقيقت هيچ نوعى نيست كه جوهر ذاتش مباين با جوهر ذات نوعى ديگر باشد بلكه تمامى انواع موجودات بعد از تجزيه و تحليل به يك موجود بر مىگردند و جوهره ذاتشان يك چيز است و آن عبارت است از ماده كه وقتى فورمول تركيبى آن مختلف مىشود به صورت انواعى مختلف در مىآيد . از همين جا است كه مىبينيد زيربناى روش علميشان ، كارشان را بدينجا كشانده كه بگويند انواع موجودات در اثر تاثيرپذيرى از محيط و از ساير عوامل طبيعى دگرگون شده و