السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

454

تفسير الميزان ( فارسي )

مؤلف : اين معنا در الدر المنثور از سفيان بن عيينة و ابن جرير از طريق سلمة بن كهيل از على ع و همچنين از عبد الرزاق و ابى عبيد و عبد بن حميد و ابن جرير و ابن منذر و ابن ابى حاتم و حاكم ( وى حديث را صحيح دانسته ) و ابن عساكر و بيهقى ( در كتاب دلائل ) از طريق ابى الاحوص از على ع نظير آن را روايت كرده‌اند . « 1 » و در تفسير قمى از پدرش از على بن الحسين بن خالد از حضرت رضا ع روايت شده كه فرمود : سكينت ، بادى است كه از بهشت مىوزد ، و صورتى چون صورت انسان دارد . « 2 » مؤلف : اين معنا را شيخ صدوق هم در كتاب معانى الاخبار و عياشى در تفسيرش از حضرت رضا ع نقل كرده‌اند « 3 » و اين اخبارى كه در معناى سكينت وارد شده هر چند خبر واحدند ، ولى چيزى كه هست اينكه قابل توجيه هستند و مىتوان آنها را به معناى آيه نزديك كرده و گفت : منظور اين روايات بنا بر اينكه روايات صحيحى باشد اين است كه سكينت ، مرتبه اى از مراتب سير نفس به سوى كمال است ، مرتبه اى است از كمال كه باعث آرامش نفس در برابر امر خدا مىشود ، و امثال اين تعبيرات كه مشتمل بر تمثيل است ، در كلام ائمه ع بسيار ديده مىشود ، اينجا است كه مىتوان گفت ، منظور از سكينت همان روح ايمان است ، و در بيان سابق نيز توجه كرديد كه سكينت با روح ايمان منطبق مىشد . پس مىتوان روايت معانى الاخبار زير را هم بر همين معنا حمل نمود ، و آن روايت اين است كه از ابى الحسن ع نقل مىكند كه در معناى سكينت فرمود : روحى است از خدا كه تكلم مىكند ، و بنى اسرائيل وقتى بر سر چيزى اختلاف مىكردند آن روح با ايشان سخن مىگفت ، و حقيقت مطلب را به ايشان خبر مىداد ، ( تا آخر حديث ) و مىتوان در معنايش گفت كه اين روح همان روح ايمان است كه مؤمن را در هر مساله مورد اختلاف به سوى حق هدايت مىكند . بحث علمى و اجتماعى زيستشناسان مىگويند تجربه هاى علمى كه بر روى موجودات عالم طبيعت از اين

--> ( 1 ) الدر المنثور ، ج 1 ، ص 317 و دلائل ( 2 ) تفسير قمى ، ج 1 ، ص 82 ( 3 ) معانى الاخبار ، ص 285 و تفسير عياشى ، ج 1 ، ص 133