السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
451
تفسير الميزان ( فارسي )
نقل كردهاند . « 1 » و اينكه فرمود : نبوت در دودمان « لاوى » و سلطنت در دودمان « يوسف » بود بعضى گفتهاند : سلطنت در دودمان « يهودا » بوده ، و اين سخن مورد اعتراض قرار گرفته كه قبل از طالوت و « داود » و « سليمان » ( كه بعد از « طالوت » بودند ) از دودمان يهودا كسى به سلطنت نرسيده و همين اعتراض مؤيد آن مطلبى است كه در روايات ائمه اهل بيت ع آمده كه فرمودهاند : سلطنت در دودمان « يوسف » بود ، چون كسى نمىتواند سلطنت خود « يوسف » ع را انكار كند . و اينكه در آخر حديث آمده : منظور از « بقيه » ذريه انبياء است ، توهم و اشتباهى است از راوى ، كه جمله ذريه انبياء را تفسير كلمه « بقية » گرفته ، و حال آنكه اين جمله در روايتى ديگر تفسير جمله « آل موسى و آل عمران » واقع شده است ، مؤيد اين گفته ما ، روايتى است كه در تفسير عياشى از امام صادق ع آمده : كه شخصى از آن جناب پرسيد : جمله * ( « بَقِيَّةٌ مِمَّا تَرَكَ آلُ مُوسى وَآلُ هارُونَ تَحْمِلُه الْمَلائِكَةُ » ) * چه معنايى دارد ؟ فرمود : منظور از آل موسى و آل هارون ، ذريه انبياء است . و در كتاب كافى از محمد بن يحيى از محمد بن احمد از محمد بن خالد و حسين بن سعيد از نضر بن سويد از يحياى حلبى از هارون بن خارجه از ابى بصير از امام ابى جعفر ع روايت آمده كه در ضمن حديثى فرمود : آن عده قليلى كه در داستان طالوت از آب نهر ننوشيدند ، سيصد و سيزده نفر بودند . « 2 » پس لشگر طالوت دو طائفه شدند ، يك عده آنهايى كه با مشت خود از آب نهر نوشيدند ، و عده ديگر آنهايى كه ننوشيدند ، همين كه در برابر لشگر جالوت قرار گرفتند ، آنهايى كه آب نهر را نوشيده بودند گفتند : * ( « لا طاقَةَ لَنَا الْيَوْمَ بِجالُوتَ وَجُنُودِه » ) * و آنهايى كه از آن ننوشيدند گفتند : * ( « كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّه وَاللَّه مَعَ الصَّابِرِينَ » ) * . مؤلف : و اما اينكه باقى ماندگان با طالوت سيصد و سيزده نفر ، و به عدد مجاهدين در جنگ « بدر » بودند ، مطلبى است كه روايات بسيارى از طرق خاصه و عامه بر طبقش وارد شده ، و اما اينكه گويندگان « * ( لا طاقَةَ لَنَا ) * . . . » آنهايى بودهاند كه مشتى آب نوشيدند و گويندگان « * ( كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً ) * . . . » آنهايى بودهاند كه اصلا آب ننوشيدند ، ممكن است از
--> ( 1 ) تفسير قمى ، ج 1 ، ص 82 و تفسير عياشى ، ج 1 ، ص 132 ( 2 ) فروع كافى ، ج 8 ، ص 498