السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
437
تفسير الميزان ( فارسي )
از اينجا معلوم مىشود كه اجتماع تعليل * ( « وَاللَّه يُؤْتِي مُلْكَه مَنْ يَشاءُ » ) * با تعليل * ( « إِنَّ اللَّه اصْطَفاه عَلَيْكُمْ وَزادَه بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ » ) * ، درست است ، و منافاتى بين اين دو تعليل نيست ، براى اينكه اولى مطلب را به مصالح و اسباب تعليل مىكند ، و مىفرمايد طالوت علم و نيروى بدنى بيشترى دارد ، و دومى مطلب را با اطلاق مالكيت خدا تعليل مىكند ، خدايى كه هر كارى بخواهد مىكند ، و اگر اينكه گفتيم منافاتى نيست بين اطلاق ملك خدا و اينكه هر چه مىخواهد مىكند ، و بين اينكه كارهايش همه از روى مصالح و حكمتها است درست نباشد ، اصلا اين دو جمله از آيه با هم نمىخواند تا چه رسد به اينكه يكى متمم و مؤيد ديگرى باشد . و اين معنا را ذيل آيه كه مىفرمايد : * ( « وَاللَّه واسِعٌ عَلِيمٌ » ) * ، به بهترين وجهى توضيح مىدهد ، براى اينكه كلمه « واسع » دلالت مىكند بر اينكه خداى تعالى از هيچ فعلى و ايتايى ( دادنى ) ممنوع نيست ، و كلمه « عليم » دلالت مىكند بر اينكه : فعل او فعلى است كه از روى علم ثابت و غير قابل خطا سر مىزند ، پس خداى سبحان هر چه مىخواهد مىكند بدون اينكه چيزى مانعش شود ، و كارى نمىكند مگر آنكه آن كار ، داراى مصلحت واقعى باشد . باقى مىماند معناى كلمه « واسع » كه يكى از اسامى خداى تعالى است و ماده « وسعت » كه كلمه سعه نيز از مشتقات آن است ، در اصل به معناى حالتى در جسم است كه با داشتن آن حالت اشيايى ديگر را در خود مىگنجاند ، مانند سعه ظرف كه هر چه بيشتر باشد آب بيشتر يا طعام بيشتر را در خود جاى مىدهد ، و سعه صندوق به معناى گنجايش آن است نسبت به آنچه در آن مىگذارند ، و سعه خانه كه افراد بيشترى را در خود جاى مىدهد ، و ليكن به عنوان استعاره در غنى نيز استعمال مىشود اما نه هر غنائى و از هر جهتى ، بلكه غنى از اين جهت كه گنجايش بذل و بخشش را دارد ، كانه مال وسيع ، آن مالى است كه ظرفيتى دارد كه هر چه بخواهند مىتوانند از آن خرج كنند و به همين معنا كلمه نامبرده در مورد خداى سبحان نيز استعمال مىشود ، وقتى مىگوئيم خدا واسع است معنايش اين است كه او غنى است كه هر چه بخواهد بذل كند ، ناتوانش نمىسازد ، بلكه هر قدر بخواهد مىتواند بذل كند . * ( « وَقالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ آيَةَ مُلْكِه أَنْ يَأْتِيَكُمُ التَّابُوتُ فِيه سَكِينَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ » ) * كلمه « تابوت » به معناى صندوق است ، و اين كلمه بطورى كه گفتهاند صيغه فعلوت از ماده « توب » است ، و توب به معناى رجوع است ، ( و به همين جهت برگشتن از راه شيطان به سوى خدا را توبه گفتهاند ) و اگر صندوق را تابوت گفتهاند براى اين است كه صاحبش همواره و پى در پى به سراغ او مىرود و به آن رجوع مىكند .