السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

430

تفسير الميزان ( فارسي )

و چون با جالوت و سپاهيانش روبرو شدند گفتند : پروردگارا صبرى به ما ده و قدمهايمان را استوار ساز و بر گروه كافران پيروزمان كن ( 250 ) . پس به خواست خدا شكستشان دادند و داود جالوت را بكشت و خدايش پادشاهى و فرزانگى بداد و آنچه مىخواست به او بياموخت اگر بعض مردم را به بعضى ديگر دفع نمىكرد زمين تباه مىشد ولى خدا با اهل جهان صاحب كرم است ( 251 ) . اين آيتهاى خدا است كه ما به حق بر تو مىخوانيم و همانا تو از پيامبرانى ( 252 ) . بيان آيات اتصال روشنى كه در بين اين آيات به چشم مىخورد ، و ارتباطى كه ميان مساله قتال و مساله ترغيب در قرض الحسنه و نيز ارتباطى كه ميان اين دو مساله با سرگذشت طالوت و داود و جالوت هست ، اين نكته را به ما مىفهماند كه اين آيات يك باره نازل شده و منظور از آن ، بيان دخالتى است كه قتال در شؤون حيات و پديد آوردن روحيه پيشرفت امت در حيات دينى و دنيائيش دارد ، و اهل قتال را به سعادت حقيقيشان مىرساند . آرى ، خداى سبحان در اين آيات فريضه جهاد را بيان نموده و مردم را دعوت مىكند به اينكه در تجهيز يكديگر و فراهم نمودن نفرات و تجهيزات ، انفاق كنند . و اگر اين انفاق را قرض دادن به خدا خوانده ، چون انفاق در راه خدا است ، علاوه بر اينكه اين تعبير هم تعبيرى است سليس ، و هم مشعر به قرب خدا ، مىفهماند انفاق كنندگان نزديك به خدا هستند بطورى كه با او دادوستد دارند . آن گاه داستان طالوت و جالوت و داوود را خاطر نشان مىكند ، تا مؤمنين كه مامور به قتال با دشمنان دين هستند عبرت بگيرند و بدانند كه حكومت و غلبه همواره از آن ايمان و تقوا است ، هر چند كه دارندگان آن كم باشند ، و خوارى و نابودى از آن نفاق و فسق است ، هر چند كه صاحبانش بسيار باشند ، براى اينكه بنى اسرائيل كه اين داستان مربوط به ايشان است ما دام كه در كنج خمود و كسالت و سستى خزيده بودند مردمى ذليل و تو سرى خور بودند ، همين كه قيام كرده و در راه خدا كارزار نمودند ، كلمه حق را پشتيبان خود قرار دادند ، هر چند كه افراد صادق ايشان در اين دعوى اندك بودند ، و اكثرشان وقتى جنگ حتمى شد فرار كردند ، و دوم اينكه سر اعتراض بر طالوت را باز نمودند ، و سوم اينكه ، از آن نهرى كه مامور بودند ننوشند ، نوشيدند ، و چهارم اينكه ، به طالوت گفتند ما حريف جالوت و لشگر او نمىشويم ولى مع ذلك خدا ياريشان كرد ، و بر دشمن پيروزيشان داد ، و دشمن را به اذن خدا فرارى كردند ، و داوود ،