السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
422
تفسير الميزان ( فارسي )
معناى ديدن نيامده ، بلكه به معناى علم آمده ، و علت اينكه از علم تعبير به رؤيت كرده براى اين است كه بفهماند مطلب آن قدر روشن است كه مىتوان آگاهى از آن را ديدن خواند اين آيه شريفه ، همانند آيات زير است كه مىفرمايد : « ألَمْ تَرَ أَنَّ اللَّه خَلَقَ السَّماواتِ وَالأَرْضَ بِالْحَقِّ » « 1 » و نيز مىفرمايد : « ألَمْ تَرَوْا كَيْفَ خَلَقَ اللَّه سَبْعَ سَماواتٍ طِباقاً ؟ » « 2 » زمخشرى در اين باره گفته است كلمه « ألم تر » به منزله يك مثال است كه در مقام شگفتانگيزى و تعجب به كار مىرود ، وقتى كه مىگوئيم : « ألم تر كذا و كذا » معنايش اين است كه : راستى تعجب نمىكنى از اينكه چنين و چنان شد ؟ و كلمه * ( « حَذَرَ الْمَوْتِ » ) * مفعول له براى فعل « خرجوا » است ، و معنايش اين است كه : مگر نديدى آن كسانى را كه به خاطر ترس از مرگ ، از ديار خود خارج شدند ؟ و نيز ممكن است كه آن را مفعول مطلق گرفته و بگوئيم : تقدير آيه : « خرجوا من ديارهم و هم الوف يحذرون الموت حذرا » ، است يعنى از ديار خود بيرون شدند در حالى كه هزاران نفر بودند ، و از مرگ مىترسيدند ، ترسيدنى كه ناگفتنى است . « * ( فَقالَ لَهُمُ اللَّه مُوتُوا ثُمَّ أَحْياهُمْ ) * . . . » امر در اين آيه شريفه ، امر تكوينى است و منافاتى ندارد كه مرگ اين گروه از مجراى طبيعى واقع شده باشد ، هم چنان كه در روايات هم آمده است كه به مرض طاعون مردهاند ، و اگر تعبير به امر ( بميريد ) كرده و نفرمود « خدا ايشان را ميراند و سپس زنده كرد » ، براى اين بود كه بهتر بر نفوذ قدرت و غلبه امر الهى دلالت كند ، چون تعبير به انشاء در امور تكوينى از تعبير به خبر دادن مؤثرتر و مؤكدتر است ، هم چنان كه در اوامر تشريعى تعبير به اخبار مؤكدتر است از تعبير به انشاء . ( وقتى بخواهيم به مامور خود دستور مؤكدى بدهيم ، گفتن اين كه فلان كار را مىكنى مؤكدتر است از گفتن اينكه فلان كار را بكن . ) « مترجم » و جمله : « ثم احياهم » تا حدى دلالت دارد بر اينكه خداى تعالى زنده شان كرده تا زندگى كنند ، و بعد از زنده شدن مدتى زندگى كردهاند ، براى اينكه اگر اين احياء و زنده ساختن ، صرفا معجزه اى بوده تا ديگران از آن عبرت بگيرند و يا دليلى و يا بيانى براى اثبات حقيقتى بوده باشد ، بايد آن را ذكر مىكرد ، چون رسم قرآن در بلاغتش همين است ، هم چنان كه در داستان اصحاب كهف ذكر كرد كه بعد از زنده شدن چه كارهايى كردند ، علاوه بر اينكه جمله بعدش هم كه مىفرمايد : « * ( إِنَّ اللَّه لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ ) * . . . » ، اشعارى بر اين معنا دارد ، چون زنده كردن وقتى فضل مىشود كه زنده شده چند صباح ديگر زنده بماند .
--> ( 1 ) مگر نديدى كه خداوند آسمانها و زمين را به حق آفريد ؟ . « سوره ابراهيم ، آيه 19 » ( 2 ) مگر نديديد كه چگونه خداى تعالى آسمانها را هفت طبقه آفريد ؟ . « سوره نوح ، آيه 15 »