السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
376
تفسير الميزان ( فارسي )
ابراهيم كه دين فطرى است روى مىگرداند بجز كسى كه خود را سفيه و نادان كرده باشد . « 1 » در سابق هم گفتيم كه آيه شريفه ، به منزله عكس نقيض است ، براى آن حديثى كه مىفرمايد : « العقل ما عبد به الرحمن . . . » « 2 » عقل آن است كه به وسيله آن خداى رحمان پرستش شود . . . پس از همه آنچه تا اينجا گفتيم اين معنا روشن گرديد كه مراد از عقل در كلام خداى تعالى آن ادراكى است كه با سلامت فطرت براى انسان دست دهد ، و اينجا است كه معناى جمله : * ( « كَذلِكَ يُبَيِّنُ اللَّه لَكُمْ آياتِه لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ » ) * به خوبى روشن مىشود ، چون در اين جمله بيان خدا مقدمه تماميت علم است ، و تماميت علم هم مقدمه عقل و وسيله اى به سوى آن است ، هم چنان كه در جاى ديگر نيز فرموده : « وَتِلْكَ الأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنَّاسِ وَما يَعْقِلُها إِلَّا الْعالِمُونَ » « 3 » همه اين مثلها را براى انسان مىزنيم ، ولى وى آنها را تعقل نمىكند ، مگر كسانى كه عالم باشند . بحث روايتى در سنن ابى داود از اسماء انصاريه بنت يزيد بن سكن روايت كرده كه گفت : در زمان رسول خدا همسرم مرا طلاق داد ، و تا آن ايام زن مطلقه عده نداشت ، در همان روزهايى كه من مطلقه شدم حكم عده طلاق نازل شد ، « 4 » كه مىفرمود : * ( « وَالْمُطَلَّقاتُ يَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ ثَلاثَةَ قُرُوءٍ » ) * ، پس به حكم اين حديث « اسماء أنصاريه » اولين زنى است كه بر آيه مربوط به عده طلاق عمل كرده است . و در تفسير عياشى در ذيل آيه * ( « وَالْمُطَلَّقاتُ يَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ ثَلاثَةَ قُرُوءٍ » ) * ، از زراره روايت آمده كه گفت : من از ربيعة الرأى شنيدم كه مىگفت : يكى از نظرات من اين است كه منظور از « قرء » هايى كه خداى تعالى در قرآن نام برده همان طهر و پاكى بين دو حيض است نه خود حيض ، من وقتى اين را از ربيعه شنيدم به خدمت امام ابى جعفر ( ع ) شرفياب شده جريان را به عرض آن حضرت رساندم .
--> ( 1 ) سوره بقره ، آيه 130 ( 2 ) كتاب اصول كافى ، ج 1 ص 11 ( 3 ) سوره عنكبوت ، آيه 43 ( 4 ) سنن ابى داود ، ج 2 حديث 2281