السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
365
تفسير الميزان ( فارسي )
ديگرى در نظر نيست ، مثل اينكه براى فهماندن اينكه مثلا حاتم طائى مردى سخى و بخشنده بود بگويى خاكسترش زياد بود كه در اين مثال به خاكسترش كارى ندارى ، بلكه مىخواهى بگويى بسيار ميهماندار و با سخاوت است . و كلمه « خطبه » « بكسره خاء » از ( مصدر خ - ط - ب ) است ، كه به معناى تكلم و برگشتن در كلام است ، وقتى كه گفته مىشود فلانى فلان زن را خطبه ( با كسره خاء ) كرد ، معنايش اين است كه در امر تزويج با او گفتگو كرد ، پس آن مرد خاطب است نه خطيب ، و وقتى گفته مىشود فلان خطيب براى مردم ايراد خطبه ( بضمه خاء ) كرد معنايش اين است يا بطور كلى با ايشان سخن گفت ، و يا در خصوص مواعظ سخن گفت ، پس چنين كسى خطيبى است از خطباء و اما خواستگار خاطبى است از خطاب . و كلمه « اكنان » كه مصدر باب افعال « اكنان » است ، از ثلاثى مجرد ( ك - ن - ن ) گرفته شده است كه به فتح كاف به معناى پنهان كردن و پوشاندن است ، اما نه هر پوشاندنى ، بلكه باب افعال آن ، يعنى خصوص اكنان به معناى پوشاندن در دل است ، پس اين فصل تنها در مورد اسرار نهفته در نفس به كار مىرود هم چنان كه در آيه مورد بحث هم فرمود : * ( « أَوْ أَكْنَنْتُمْ فِي أَنْفُسِكُمْ » ) * ، و اما ثلاثى مجرد آن ، يعنى « كن » مختص است به پوششهاى مادى ، از قبيل محفظه و جامه و خانه هم چنان كه در آيه : « كَأَنَّهُنَّ بَيْضٌ مَكْنُونٌ » « 1 » و آيه : « كَأَمْثالِ اللُّؤْلُؤِ الْمَكْنُونِ » « 2 » در مورد تخم شتر مرغى كه زير بال او از گرد و غبار محفوظ مانده و لؤلؤيى كه در صندوقچه اش محفوظ داشته است استعمال شده است ، و مراد از آيه مورد بحث اين است كه در مورد خواستگارى مانعى نيست از اينكه شما به كنايه سخنى بگوييد ، و خواسته خود را به كنايه بفهمانيد ، و يا در امر زن مورد نظرتان امورى را در قلب پنهان بداريد ، كه بعد از چند صباح ديگر كه فلان زن از عده بيرون مىآيد از او خواستگارى خواهم كرد ، و يا مثلا آرزو كنيد كه كى مىشود من به وصل او نائل شوم ؟ و يا امورى از اين قبيل . « * ( عَلِمَ اللَّه أَنَّكُمْ سَتَذْكُرُونَهُنَّ ) * . . . » اين جمله در مورد تعليل براى نفى جناح از خواستگارى است و تعريض در آن است ، مىفرمايد : اينكه گفتيم در خواستگارى و تعريض اشكالى نيست براى اين است كه به ياد زنان بودن ، امرى است مطبوع طبع شما مردان ، و خدا هرگز از چيزى كه غريزه فطرى و نوع خلقت شما است نهى نمىكند ، بلكه آن را تجويز هم مىكند ، و مساله زنان خود يكى از مواردى است
--> ( 1 ) سوره صافات ، آيه 49 ( 2 ) سوره واقعه ، آيه 23