السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
35
تفسير الميزان ( فارسي )
انبيا باشد ، و به فرضى كه چنين چيزى منظور بوده ، از آنجايى كه مقام مقام زمينه چينى و تشويق و ترغيب بوده ، تصريح به اسم آن انبيا از كنايه بهتر و مؤثرتر بود ، و خدا دانا است . و در كافى از كسى كه از امام صادق ع سؤال نموده روايت كرده كه گفت : پرسيدم آيا كلمه « قرآن » و كلمه « فرقان » به يك معنا است ؟ و يا هر يك معنايى جداگانه دارد ؟ فرمود : قرآن همه كتاب خدا است ، و فرقان تنها آن آياتى است كه احكام واجب را در بر دارد . « 1 » و در كتاب جوامع از آن جناب ع روايت كرده كه فرمود : فرقان عبارت است از هر آيه محكمى كه در قرآن است . و در تفسير عياشى و قمى از آن جناب ع روايت آوردهاند كه فرمود : فرقان عبارت است از هر امر محكمى كه در قرآن است ، و كتاب عبارت است از آن آياتى كه انبياى قبل را تصديق مىكند . « 2 » مؤلف : خود كلمه « فرقان » و كلمه « كتاب » هم با معنايى كه در روايت براى آن دو شده سازگار است ، و در بعضى از اخبار آمده كه كلمه « رمضان » يكى از اسماى خداى تعالى است پس ديگر شايسته نيست كسى بگويد رمضان آمد و رمضان رفت ، بلكه بايد گفت : ماه رمضان آمد و ماه رمضان رفت ، ( تا آخر حديث ) و اين روايت خبر واحدى است كه در باب خودش غريب است ، و اين كلام از ميان مفسرين از قتاده نيز نقل شده . ولى در اخبارى كه راجع به اسامى خداى تعالى وارد شده نام « رمضان » ديده نمىشود ، علاوه بر اينكه كلمه « رمضان » بدون اينكه كلمه « ماه » قبل از آن آيد و نيز كلمه « رمضانان » « دو رمضان » در روايات وارده از رسول خدا ص و ائمه اهل بيت ع بسيار آمده ، و اين جدا بعيد است كه احتمال دهيم هر جا كلمه « رمضان » در احاديث آمده « شهر رمضان » بوده ، و راوى كلمه « شهر » را از آن انداخته باشد . « 3 » و در تفسير عياشى از صباح بن نباته روايت شده كه گفت : من به امام صادق ع عرضه داشتم : ابن ابى يعفور به من دستور داد چند مساله را از شما بپرسم حضرت پرسيد آن مسائل چيست ؟ عرضه داشتم : او از شما مىپرسد : وقتى ماه رمضان آمد و من در منزل باشم آيا جايز است مسافرت كنم ؟ فرمود : خداى تعالى مىفرمايد : * ( « فَمَنْ شَهِدَ مِنْكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْه » ) * ، پس هر كس ماه رمضان را درك كند و در ميان خانواده اش باشد نمىتواند مسافرت
--> ( 1 ) اصول كافى ج 2 ص 630 ح 11 ( 2 ) تفسير عياشى ج 1 ص 9 و تفسير قمى ج 1 ص 96 ( 3 ) وسائل ج 7 ص 232