السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

349

تفسير الميزان ( فارسي )

معروف است كه هم طبق هدايت عقل صورت گرفته باشد ، و هم با حكم شرع و يا قانون جارى در جامعه مطابق باشد ، و هم با فضائل اخلاقى منافى نباشد ، و هم سنتهاى ادبى آن را خلاف ادب نداند ) . و چون اسلام شريعت خود را بر اساس فطرت و خلقت بنا كرده ، معروف از نظر اسلام همان چيزى است كه مردم آن را معروف بدانند ، البته مردمى كه از راه فطرت به يك سو نشده ، و از حد نظام خلقت منحرف نگرديده باشند ، و يكى از احكام چنين اجتماعى اين است كه تمامى افراد و اجزاى اجتماع در هر حكمى برابر و مساوى باشند و در نتيجه احكامى كه عليه آنان است برابر باشد با احكامى كه به نفع ايشان است ، البته اين تساوى را بايد با حفظ وزنى كه افراد در اجتماع دارند رعايت كرد ، آن فردى كه تاثير در كمال و رشد اجتماع در شؤون مختلف حيات اجتماع دارد ، بايد با فردى كه آن مقدار تاثير را ندارد ، فرق داشته باشد ، مثلا بايد براى شخصى كه حاكم بر اجتماع است حكومتش محفوظ شود ، و براى عالم ، علمش و براى جاهل جهلش ، و براى كارگر نيرومند ، نيرومندىاش ، و براى ضعيف ، ضعفش در نظر گرفته شود ، آن گاه تساوى را در بين آنان اعمال كرد ، و حق هر صاحب حقى را به او داد ، و اسلام بنا بر همين اساس احكام له و عليه زن را جعل كرده ، آنچه از احكام كه له و به نفع او است با آنچه كه عليه و بر ضد او است مساوى ساخته ، و در عين حال وزنى را هم كه زن در زندگى اجتماعى دارد ، و تاثيرى كه در زندگى زناشويى و بقاى نسل دارد در نظر گرفته است ، و معتقد است كه مردان در اين زندگى زناشويى يك درجه عالى بر زنان برترى دارند و منظور از درجه ، همان برترى و منزلت است . از اينجا روشن مىگردد كه جمله * ( « وَلِلرِّجالِ عَلَيْهِنَّ دَرَجَةٌ . . . » ) * ، قيدى است كه متمم جمله سابق است و با جمله قبلى روى هم يك معنا را نتيجه مىدهد و آن اين است كه خداى تعالى ميان زنان مطلقه با مردانشان رعايت مساوات را كرده ، در عين حال درجه و منزلتى را هم كه مردان بر زنان دارند ، منظور داشته است ، پس آن مقدار كه له زنان حكم كرده ، همان مقدار عليه آنان حكم نموده نه بيشتر ، و ما انشاء اللَّه به زودى در يك بحث علمى جداگانه به تحقيق اين مساله بر مىگرديم . * ( « الطَّلاقُ مَرَّتانِ ، فَإِمْساكٌ بِمَعْرُوفٍ ، أَوْ تَسْرِيحٌ بِإِحْسانٍ » ) * كلمه « مرة » به معناى يك دفعه است ، پس كلمه « مرتان » به معناى دو دفعه است ، و از ماده مرور گرفته شده ، تا دلالت كند بر يك عمل ، هم چنان كه كلمات « دفعه » و « كره » و « نزله » هم معناى آن را مىدهند ، و بر وزن آن نيز هستند و هم از نظر اعتبار نظير آن مىباشند . و كلمه « تسريح » در اصل به معناى رها كردن در چريدن است ، از اصطلاح ( سرحت