السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
329
تفسير الميزان ( فارسي )
خوابيده و چه غير آن . اما منظور اين است كه در همه اين احوال از مجراى فرزند باشد . « 1 » مؤلف : اين روايت را سيوطى هم در در المنثور به چند طريق از مجاهد از ابن عباس نقل كرده . و نيز در همان كتاب است كه ابن عبد الحكم نقل كرده كه شافعى با محمد بن حسن در اين مساله مناظره كرد ، محمد عليه او استدلال كرد به اينكه تنها فرج زن كشتزار است ، و آنجا است كه فرزند تكون مىيابد ، شافعى گفت پس به گفته تو بايد غير فرج حرام باشد ، محمد ملتزم شد كه آرى همين طور است ، شافعى گفت حال بگو ببينم : اگر با ساق زن و يا گوشت شكم او اين كار را بكند چطور است ، آيا ساق و گوشت شكم هم كشتزار است ، و اولاد درست مىكند گفت : نه ، گفت : چون كشتزار نيست بايد حرام باشد ؟ گفت : نه ، شافعى گفت پس چطور با كلمه ( كشتزار ) استدلال مىكنى . « 3 » و نيز در همان كتاب آمده : كه ابن جرير ، و ابن ابى حاتم ، از سعيد بن جبير روايت كردهاند كه گفت : در حينى كه من و مجاهد نزد ابن عباس نشسته بوديم ، مردى نزد او آمد و گفت آيا مرا از آيه محيض راحت نمىكنى ؟ گفت : بله مىكنم ، بخوان : « * ( وَيَسْئَلُونَكَ عَنِ الْمَحِيضِ ) * - تا جمله - * ( فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمُ اللَّه ) * » ، ابن عباس گفت : يعنى با آنان نزديكى كنيد ، از همانجايى كه خون مىبينند ، چون قبلا از جماع در آن نهى شده بودى ، و بعد از قطع خون مامورى كه در همانجا جماع كنى ، سائل پرسيد : با آيه * ( « نِساؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ » ) * چرا استدلال نمىكنى ؟ ابن عباس گفت : واى بر تو آيا عقب زنان هم كشتزار است ، اگر اين حرف تو حق باشد بايد آيه محيض نسخ شده باشد ، چون هر وقت زن از جلو حيض شود تو مىتوانى از عقب جماع كنى ، با اينكه آيه مىفرمايد : بايد ( از آنان كناره گيرى كنيد ، پس معناى ( انى شئتم ) هر وقت از شب و روز است . « 4 » مؤلف : استدلال ابن عباس همانطور كه ملاحظه مىكنيد مخدوش است ، براى اينكه آيه محيض بيش از اين دلالت ندارد كه جماع در محل جريان خون در حال حيض حرام است ، پس اگر آيه حرث دلالت كند بر جواز وطى در عقب ، بين دو آيه هيچ تعارضى نخواهد بود ، تا باعث نسخ آيه اول شود ، علاوه بر اينكه توجه فرموديد كه آيه حرث هم دلالت بر مقصد آنان يعنى
--> ( 1 ) الدر المنثور ج 1 ص 263 ( 2 ) الدر المنثور ج 1 ص 263 ( 3 ) الدر المنثور ج 1 ص 266 ( 4 ) الدر المنثور ج 1 ص 263