السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
32
تفسير الميزان ( فارسي )
اگر ما شما را دستور داديم كه در سفر و مرض روزه را بخوريد براى اين بود كه بار تكليف شما را سبك كنيم ، و هم براى اينكه عدد سى روزه را تكميل كرده باشيم ، و بعيد نيست كه ايراد جمله : * ( « وَلِتُكْمِلُوا الْعِدَّةَ » ) * باعث شده كه ديگر مانند آيه قبلى حكم آن صورت را كه روزه طاقتفرسا باشد بيان نكند چون هم بيان آيه قبلى براى اينجا نيز كافى بود و هم كلمه ( سختى بر شما نخواسته ) دلالت بر آن مىكرد . * ( « وَلِتُكَبِّرُوا اللَّه عَلى ما هَداكُمْ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ . . . » ) * ظاهر دو جمله مورد بحث بطورى كه لام غايت ( البته غايت به معناى غرض كه آن نيز اصطلاح ديگرى است ) اشعار دارد ، اين است كه مىخواهند غايت و نتيجه اصل روزه را بيان كنند ، نه حكم استثناى مريض و مسافر را چون وقتى مىبينيم جمله * ( « شَهْرُ رَمَضانَ » ) * را مقيد كرد به جمله : * ( « الَّذِي أُنْزِلَ فِيه الْقُرْآنُ . . . » ) * ، مىفهميم كه ميان وجوب روزه رمضان و نازل شدن قرآن در رمضان يك نحوه ارتباط و پيوستگى وجود دارد ، در نتيجه برگشت معناى غايت به اين مىشود كه تلبس و اشتغال به روزه براى اظهار كبريايى حق تعالى است به خاطر اينكه قرآن را بر ايشان نازل فرمود ، و ربوبيت خود و عبوديت بندگان را اعلام داشت ، و نيز بدين منظور بود كه در مقابل اينكه به سوى حق هدايتشان فرموده و با كتاب خود برايشان حق را از باطل جدا كرده شكرش را بجاى آرند . و چون روزه وقتى متصف به اين صفت مىشود ، يعنى وقتى شكر نعمتهاى خدا مىشود كه مشتمل بر حقيقت معناى روزه باشد ، يعنى از روى اخلاص انجام شود ، و روزه دار از آلودگيهاى طبيعت پاك باشد ، و از بزرگترين مشتهيات نفس چشم بپوشد ، لذا دنبال آيه نفرمود : « و ليتشكروا اللَّه » ، چون شكر تنها با روزه واقعى محقق مىشود ، بلكه در مقابل فرمود : * ( « وَلِتُكَبِّرُوا اللَّه عَلى ما هَداكُمْ » ) * براى اينكه تكبير و بزرگداشت خدا با صورت روزه هم انجام مىشود ، چه اينكه اين صورت ، حقيقت هم داشته باشد و يا نداشته باشد ، و به همين جهت مساله شكر را با كلمه « لعل اميد است » ، از تكبير جدا كرد ، و فرمود ، * ( « وَلِتُكَبِّرُوا اللَّه عَلى ما هَداكُمْ ، وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ » ) * همانطور كه در اول آيات ، در باره روزه فرمود : * ( « لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ » ) * . بحث روايتى در حديث قدسى ( يعنى احاديثى كه سلسله سندش منتهى به خود خداى تعالى مىشود ) آمده : كه