السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

279

تفسير الميزان ( فارسي )

و بىريشه و بىدوام و بىخاصيت مثل زده است ، « لِيُحِقَّ الْحَقَّ وَيُبْطِلَ الْباطِلَ » « 1 » « وَالْعاقِبَةُ لِلتَّقْوى ، سرانجام از آن تقوا است » « 2 » « وَلَقَدْ سَبَقَتْ كَلِمَتُنا لِعِبادِنَا الْمُرْسَلِينَ ، إِنَّهُمْ لَهُمُ الْمَنْصُورُونَ ، وَإِنَّ جُنْدَنا لَهُمُ الْغالِبُونَ » « 3 » . « وَاللَّه غالِبٌ عَلى أَمْرِه ، وَلكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ » « 4 » و آياتى ديگر نظير اينها . و اينكه در ذيل آيه اخير فرموده : ( و ليكن بيشتر مردم نمىدانند ) ، خود اشعار به اين دارد كه اين غلبه خدايى طورى نيست كه همه مردم آن را بفهمند ، بلكه اكثر مردم نسبت بدان جاهلند ، و اگر اين غلبه غلبه محسوس بود ، همه آن را مىديدند ، و ديگر معنا نداشت بفرمايد : بيشتر مردم نمىدانند ، پس غلبه نامبرده از دو جهت براى اكثريت مردم مجهول است ، و آنها كه منكر آنند انكارشان از دو جهت است . اول اينكه فكر انسان محدود است و تنها پيش پاى خود را مىبيند ، و مىفهمد ، و اما امورى كه از نظر او غايب است نمىبيند ، او هر چه مىگويد در باره وضع روز حاضرش مىگويد ، و از آينده خود غافل است ، تنها دولت يك روزه را دولت و غلبه يك ساعته را غلبه مىداند ، و عمر كوتاه خود و زندگى اندك خويش را معيار و مقياس قرار داده ، بر طبق آن بر له يا عليه كل جهان حكم مىكند . اما خداى سبحان كه محيط به زمان و مكان ، و حاكم بر دنيا و آخرت ، و قيوم بر هر چيز است ، وقتى حكمى مىكند حكمش فصل ، و چون قضايى مىراند قضايش حتم است ، دنيا و عقبى نسبت به او حاضر ، و عالم واحدى است ، او ترس فوت ندارد ، و به همين جهت در هيچ امرى عجله نمىكند ، پس ممكن است - بلكه واقع هم شده - كه فساد يك روز را وسيله اصلاح عمرى ، و يا محروميت فردى را وسيله رستگارى امتى قرار دهد ، آن وقت جاهل تنگ نظر خيال مىكند كه وضع آن يك فرد خدا را به ستوه آورده ، و خدا نتوانسته آن را اصلاح كند ، و يا فكر مىكند خدا مغلوب هم مىشود ، و كسانى مىتوانند از او پيشى بگيرند ، ( و چه بد حكمى است كه مىرانند ) . نمىدانند كه خداى سبحان همانطور كه يك قطعه زمان را مىبيند ، سراپاى سلسله

--> ( 1 ) تا حق را محقق ، و باطل را نابود كند . « سوره انفال آيه 8 » ( 2 ) سوره طه آيه 122 ( 3 ) كلمه ما از پيش به نفع بندگان مرسل ما گذشته ، كه نصرت تنها نصيب آنان خواهد بود ، جند ما سرانجام غالب خواهند شد . « سوره صافات آيه 173 » ( 4 ) و خدا بر كار خويش غالب است ، و ليكن بيشتر مردم نمىدانند . « سوره يوسف آيه 21 »