السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
276
تفسير الميزان ( فارسي )
انداخته ، تاثير آنها را انكار كنند ، و يا بگويند همانطور كه علل طبيعى عليت دارد ، اين اعمال هم دارد ، در حالى كه چنين نيست ، اعتقاد به تاثير افعال كه جاى خود دارد ، حتى قرآن و اهل آن و بلكه عموم خداپرستان با اثبات صانع نمىخواهند قانون عليت و معلوليت عمومى را انكار كنند ، و بگويند آنچه اتفاق مىافتد صرف اتفاق است ، و حتى نمىخواهند خداى تعالى را در پديد آمدن حوادث شريك علل طبيعى بدانند ، بعضى از حوادث را به علل طبيعى مستند كنند ، و بعضى ديگر را به خداى تعالى نسبت دهند . بلكه منظورشان در هر دو مرحله اثبات علتى است ، در طول علل طبيعى ، اثبات عاملى است معنوى ، فوق عوامل مادى ، مىخواهند بگويند ، هم علل طبيعى دست اندر كارند ، و هم افعال بندگان و هم خود خداى تعالى ، اما بطور ترتيب ، نزديكترين علت به حدوث حوادث ، علل طبيعى است ، و باعث به كار افتادن عوامل ، رحمت و غضب الهى است ، و باعث جلب رحمت و فوران غضب الهى ، اعمال نيك و بد انسانها است نظير نامه نوشتن كه يك عمل است ، هم به نوك قلم نسبتش مىدهيم ، و هم به خود قلم ، و هم به دست و پنجه نويسنده و هم به خود او . حال خواهى پرسيد : منظور از اين حرف چيست ؟ مىگوييم همانطور كه در بحث از نبوت عامه گفتيم ، خداى تعالى كه عالم كون را آفريد ، و به راه انداخت ، انسان را هم به سوى سعادت هستى و كمال زندگيش به راه انداخته ، و معلوم است كه يكى از مراحل اين نوع در مسيرش به سوى سعادت ، مرحله عمل او است : كه اگر بشر در اين مرحله دچار مانعى بشود ، كه او را از سير به سوى سعادت متوقف نموده ، و مشرف به هلاكت و نابودى سازد ، خداى تعالى در مقابل آن مانع چيزى قرار مىدهد تا آن مانع را بر طرف كند ، و اگر آن مانع جزئى از همين انسانها است آن جزء فاسد را از بين مىبرد ، نظير مزاج بدنى كه همواره در جنگ با عوارض و بيماريهايى است ، كه يا همه بدن و يا عضوى از آن را تهديد مىكند ، اگر بتواند آن بيمارى را ريشه كن مىكند ، و اگر نتوانست عاجز ماند بدن و يا آن عضو را رها مىكند ، تا به كلى از كار بيفتد . و مشاهده و تجربه اين معنا را اثبات كرده ، كه صانع عالم هر نوع از انواع صنع و تكوين را مجهز به اسلحه دفاع از آفات و فسادهايى كرده كه متوجه به سوى او است ، و معنا ندارد كه تمامى موجودات مسلح به اين نوع اسلحه باشند ، و تنها نوع و يا فرد انسان از كليت مستثنا باشد و نيز اثبات كرده كه هر موجود نوعى را به دشمنى گرفتار كرده ، تا دفاع از خود و دور كردن دشمن وادارش كند به اينكه قواى وجودى خود را به كار بگيرد ، و از اين راه وجودش كامل شود و به آن غايت و سعادتى كه برايش در نظر گرفته شده برسد ، وقتى وضع همه موجودات اينطور است ،