السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

264

تفسير الميزان ( فارسي )

اين طريقه قرآن كريم است در سخن گفتن با مردم ، و خود او تصريح مىفرمايد كه مساله عظيمتر از آن توهمها و خيالاتى است كه به ذهن مردم مىرسد ، و چيزى است كه حوصله مردم گنجايش آن را ندارد ، حقايقى است كه فهم بشر بدان احاطه نمىيابد ، و به همين جهت آن حقايق را نازل و باز هم نازل كرده ، تا هم افق با ادراك بشر شود ، و در نتيجه آن مقدارى كه خدا مىخواهد از آن حقايق و از تاويل اين كتاب عزيز بفهمند هم چنان كه فرمود : « وَالْكِتابِ الْمُبِينِ إِنَّا جَعَلْناه قُرْآناً عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ ، وَإِنَّه فِي أُمِّ الْكِتابِ لَدَيْنا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ » « 1 » . پس قرآن كريم در خبر دادن از خصوصيات احكام جزا و آنچه مربوط به آن است اعتمادش بر احكام كليه عقلائيه است ، كه در بين عقلا داير است ، و اساسش مصالح و مفاسد است . و لطف قضيه در اينجا است كه اين حقايق پنهان از سطح فهمهاى عادى با همه بلندى افقش قابل تطبيق با احكام عقلايى نامبرده است ، و مىشود با آنها توجيهش كرد . آرى عقل عملى اجتماعى هيچ امتناعى ندارد از اينكه بعضى از مفسدين را مثلا به تمامى آثار سويى كه بر عمل زشتش مترتب مىشود ، و ضررهايى كه به اجتماع مىزند مؤاخذه نموده ، مثلا از قاتل تمامى حقوق اجتماعى كه به خاطر مرگ مقتول فوت شده ، مطالبه كند ، و يا اگر سنت زشتى در اجتماع باب كرده او را به تمامى زشتىهايى كه ديگران مرتكب مىشوند مؤاخذه كند . در مثال اول حكم كند به اينكه آنچه مقتول گناه داشته به حسب اعتبار عقلى به گردن قاتل است ، و در مثال دوم حكم كند به اينكه تمامى گناهانى را كه افراد اجتماع به خاطر پيروى از سنت او انجام داده‌اند گناه خود او است ، هر چند كه گناه يك يك آن افراد هم هست و همانطور كه تك تك افراد را مؤاخذه مىكند ، او را نيز مؤاخذه مىنمايد . و همچنين ممكن است در باره كسى كه عملى را انجام داده حكم كند به اينكه انجام نداده ، و يا در باره فعلى معين و محدود حكم كند به اينكه آن فعل نيست ، و يا حسنات ديگران حسنات ما است ، و يا اينكه انسان امثال آن حسنات را دارد ، همه اينها به مقتضاى مصالحى است كه موجود باشد . پس قرآن كريم اين احكام عجيبى كه در باب جزا دارد از قبيل مجازات و يا پاداش

--> ( 1 ) سوگند به كتاب مبين كه ما آن را خواندنى عربى كرديم تا شايد تعقلش كنند ، و اينكه اين كتاب در ام الكتاب بود ، كه نزد ما مقامى بلند و فرزانه دارد . « سوره زخرف آيه 4 »