السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

248

تفسير الميزان ( فارسي )

خداى تعالى باشد ، تا اشكال شود اميد نسبت به جاهل از آينده است ، و در خدا معنا ندارد ، بلكه كافى است كه قائم به مخاطب يا در مقام تخاطب باشد ، پس اگر خداى سبحان هم مىفرمايد ( اميد است چنين و چنان شود ) ، نه از اين جهت است كه خود او اميد دارد ، بلكه به اين عنايت است كه مخاطب و يا شنونده اميدوار شود . و تكرار كلمه ( عسى ) در آيه شريفه براى اين است كه مؤمنين از جنگ كراهت داشتند ، و علاقمند به صلح و سلم بودند ، خداى سبحان خواست تا ارشادشان كند بر اينكه در هر دو جهت اشتباه مىكنند ، توضيح اينكه اگر مىفرمود : ( عسى ان تكرهوا شيئا و هو خير لكم ، او تحبوا شيئا و هو شر لكم ) معنايش اين مىشد كه ملاك كار كراهت و محبت شما نيست ، چون بسا مىشود كه اين كراهت و محبت به چيزى تعلق مىگيرد كه واقعيت ندارد ، و اين سخن را به كسى مىگويند كه يك بار اشتباه كرده باشد مثلا تنها از ديدن زيد كراهت داشته و اما كسى كه دو بار خطا كرده يكى اينكه از ديدن اشخاص كراهت ورزيده ، و يكى هم اينكه دوستدار گوشه گيرى و تنهايى شده ، در برابر چنين كسى بلاغت در گفتار ايجاب مىكند به هر دو خطايش اشاره شود ، و گفته شود تو نه در كراهتت از معاشرت راه درست را پيش گرفته اى ، و نه در علاقه ات به گوشه گيرى زيرا ( عسى ان تكره شيئا و هو خير لك و عسى أن تحب شيئا و هو شر لك ، چه بسا از چيزى بدت آيد كه برايت خوب باشد و چه بسا به چيزى علاقمند باشى و برايت بد باشد ) براى اينكه تو جاهل هستى ، و خودت به تنهايى نمىتوانى به حقيقت امر برسى . در آيه مورد بحث هم مؤمنين چنين وضعى داشتند ، هم از قتال كراهت داشتند ، و هم بطورى كه جمله « أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَأْتِكُمْ مَثَلُ الَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِكُمْ » نيز اشاره دارد ، به سلم و صلح علاقمند بودند ، لذا خداوند خواست ايشان را به هر دو اشتباهشان واقف سازد ، با دو جمله مستقل يعنى « * ( عَسى أَنْ تَكْرَهُوا ) * . . . » و « * ( عَسى أَنْ تُحِبُّوا ) * . . . » مطلب را بيان فرمود . * ( « وَاللَّه يَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ » ) * اين جمله بيان خطاى ايشان را تكميل مىكند ، چون خداى تعالى خواسته است در بيان اين معنا راه تدريج را به كار ببندد تا ذهن مؤمنين يكه نخورد ، لذا در بيان اول تنها احتمال خطا را در ذهنشان انداخت ، و فرمود در باره هر چه كراهت داريد احتمال بدهيد كه خير شما در آن باشد . و در باره هر چه علاقمنديد احتمال بدهيد كه برايتان بد باشد ، و بعد از آنكه ذهن مؤمنين از افراط دور شد ، و حالت اعتدال به خود گرفته به شك افتاد ، قهرا جهل مركبى كه داشت زايل شد ، و در چنين حالتى دوباره روى سخن را متوجه آنان كرده فرمود : اين حكم يعنى حكم قتال كه شما از آن كراهت داريد حكمى است كه خداى داناى به حقايق امور تشريع كرده ، و آنچه شما آگهى داريد و مىبينيد هر چه باشد مستند به نفس شما است ، كه بجز آنچه خدا