السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

234

تفسير الميزان ( فارسي )

چهارم اينكه سنخه اين شعور باطنى كه در انبيا هست غير سنخه شعور فكرى است كه همه عقلا از انسانها در آن شريكند . پنجم اينكه اين شعور مرموز در ادراك عقائد و قوانين حياتبخشى كه سعادت حقيقى انسانها را تضمين مىكند ، دچار اشتباه نمىشود . ششم اينكه اين نتايج ( كه البته سه نتيجه آخر ، يعنى لزوم بعثت انبيا ، و اينكه شعور وحى غير شعور فكرى است ، و اينكه پيغمبر معصوم است ، و در تلقى و گرفتن وحى خطا نمىكند ) نتايجى است كه ناموس عمومى عالم طبيعى آن را دست مىدهد ، و ناموس عمومى عالم اين است كه هر يك از انواع موجوداتى كه ما مىبينيم به سوى سعادت و كمالش هدايت شده ، و هادى آنها همان علل هستى آنها است ، كه هر موجودى را به وسائل حركت به سوى سعادتش و رسيدن به آن مجهز كرده ، بطورى كه هر موجودى مىتواند سعادت خود را دريابد ، انسان هم يكى از انواع موجودات است ، او نيز مجهز به تمامى جهازى كه بتواند بوسيله آن عقايد حقه و ملكات فاضله را دريابد ، و عمل خود را صالح كند ، و اجتماعى فاضل ترتيب دهد مىباشد ، پس ناگزير ناموس هستى بايد اين سعادت را در خارج براى او فراهم كرده باشد ، و بطور هدايت تكوينى او را به سوى آن سعادت هدايت كرده باشد ، آرى بطور هدايت تكوينى كه غلط و خطايى در آن راه نداشته باشد ، كه بيانش گذشت .