السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
225
تفسير الميزان ( فارسي )
شده ، ميليونها نفر را كه به آن دعوت ايمان آورده و منقاد آن شدند ، براى رسيدن به سعادت تربيت كرده ، و چند برابر آن را هم به خاطر انكار و ردشان به شقاوت كشانيده . علاوه بر بعضى اجتماعات دينى كه احيانا تشكيل شده ، و به صورت مدينه فاضله اى در آمده است ، از اين هم كه بگذريم عمر دنيا كه هنوز تمام نشده ، و عالم انسانى منقرض نگشته ، از كجا كه تحولات اجتماع انسانى روزى كار انسان را به تشكيل اجتماعى دينى و صالح نكشاند ، اجتماعى كه زندگى انسانها در آن ، زندگى انسان حقيقى باشد ، و انسان به سعادت فضائل و اخلاق راقيه برسد ، روزى كه در روى زمين جز خدا چيزى پرستيده نشود ، و اثرى از ظلم و رذائل باقى نماند ، و ما نمىتوانيم مثل چنين تاثير عظيمى را ناديده گرفته ، و بىاعتنا از كنارش بگذريم . و ثانيا بحثهاى اجتماعى ، و همچنين علم روانكاوى و علم اخلاق اين معنا را ثابت كرده كه افعالى كه از انسان سر مىزند ، ارتباطى با احوال درونى و ملكات اخلاقى دارد ، و از سرچشمه صفات نفسانى تراوش مىكند ، و در عين حال تاثيرى متقابل در نفس دارد . پس افعال در عين اينكه آثار نفس و صفات نفس هستند ، در نفس و صفات آن اثر هم مىگذارند ، و از اين مطلب مسلم دو اصل استنتاج مىشود ، يكى سرايت صفات و اخلاق ، و يكى هم اصل وراثت آنها ، در اصل اول وجود صفات و اخلاق بوسيله سرايت در عمل وسعت عرضى پيدا مىكند ، و در اصل دوم بقاى وجود آنها بوسيله وراثت وسعت طولى مىيابد . ( ساده تر بگويم عمل آدمى مطابق و هم سنخ نفس او صادر مىشود هر قدر نفس داراى صفات كاملترى باشد عمل داراى كيفيت بيشترى از حسن مىگردد و اين همان وسعت عرضى است و در اثر تكرار اين گونه اعمال ملكات فاضله رسوخ بيشترى در نفس پيدا مىكند و در نتيجه صدور اين گونه اعمال دوام و بقاى بيشترى مىيابد و اين همان وسعت طولى است ) . « مترجم » پس چنين دعوت عظيمى كه همواره دوش به دوش بشر و از قديمىترين عهد بشريت چه قبل از ضبط تاريخ و چه بعد از آن همراه بشر بوده و بشر آن را پذيرفته حتما اثر عميقى در زندگى اجتماعى بشر داشته ، و در تهذيب اخلاق بشر و تقويت صفات پسنديده او اثر گذاشته ، و گرنه مورد قبول او واقع نمىشد ، پس دعوت دينى بدون شك آثارى در نفوس داشته حتى در آن اكثريتى كه آن را نپذيرفته و به آن ايمان نياوردند . آرى حقيقت امر اين است كه اين تمدنى كه ما فعلا در جوامع مترقى بشر مىبينيم ، همه از آثار نبوت و دين است ، كه اين جوامع آن را به وراثت و يا تقليد به دست آوردهاند ، از روزى كه دين در ميان بشر پيدا شد ، و امتها و جماعتهاى بسيارى خود را متدين به آن دانستند ،