السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
190
تفسير الميزان ( فارسي )
شريفه صريح در اين است كه اختلاف دو تا است . چون مىفرمايد : * ( « وَأَنْزَلَ مَعَهُمُ الْكِتابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُوا فِيه » ) * ، معلوم مىشود يك اختلافى قبل از بعثت انبيا و انزال كتب داشتهاند ، و به منظور رفع آن خدا انبيا را برانگيخته و آن گاه مىفرمايد : « * ( وَمَا اخْتَلَفَ فِيه ) * ( يعنى فى الكتاب ) * ( إِلَّا الَّذِينَ أُوتُوه ) * » ، يعنى اختلاف نكردند در كتاب مگر علماى كتاب ، و به انگيزه حسدى كه به يكديگر مىورزيدند ، پس معلوم مىشود اين اختلاف اختلافى ديگر بوده ، و بعد از آمدن كتاب پديد آمده ، و دارندگان اين اختلاف تنها علماى كتاب بودهاند نه همه مردم . * ( « فَبَعَثَ اللَّه النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ » ) * خداى تعالى در اين جمله از فرستادن انبيا تعبير به بعث كرده ، نه ارسال و مانند آن ، و اين بدان جهت است كه آيه از حال و روزى از انسان اولى خبر مىدهد كه حال و روز خمود و سكوت او است ، و در چنين حالى تعبير به بعث پيامبران مناسبتر از ارسال است ، چون كلمه بعث از به پا خاستن و امثال آن خبر مىدهد ، و شايد همين نكته باعث شده كه از پيامبران هم تعبير به نبيين كند ، نه مرسلين ، و يا رسل ، علاوه بر اينكه حقيقت بعث و انزال كتاب به بيانى كه گذشت بيان حق براى مردم و تنبيه آنان به حقيقت امر وجودشان و حياتشان ، و خبر دادن به ايشان است از اينكه مخلوق پروردگارشان هستند ، پروردگارى كه همان اللَّه است ، و معبودى جز او نيست و اينكه هر چه بكنند همان تلاششان تلاش براى رسيدن و بازگشتن به سوى خدا و به سوى روزى عظيم است ، و در دنيا در منزلى قرار دارند كه يكى از منازل سير است ، منزلى كه به جز لهو و بازى و غرور حقيقتى ندارد ، پس لازم است اين حقيقت را در زندگى دنيا و كارهايى كه در دنيا مىكنند مراعات نموده ، اين معنا را نصب العين خود كنند ، كه از كجا آمده و به كجا مىروند ؟ و چنين زمينه اى با كلمه ( نبى ) مناسبتر است ، چون نبى به معناى كسى است كه اخبار ما وراء الطبيعة نزد او است ، و اين معنا در كلمه ( رسول ) نيست . و در اينكه بعثت نبيين را به خداى سبحان نسبت داده ، اين دلالت هست كه انبيا در تلقى وحى و تبليغ رسالت خدا به سوى مردم داراى عصمتند ، كه توضيح بيشتر آن در آخر بيان مىآيد . ان شاء اللَّه . و اما تبشير و انذار ( يعنى وعده به رحمت خدا و رضوان و بهشت او به كسانى كه ايمان آورده و تقوا پيشه كردند ، و تهديد به عذاب خداى سبحان ، عذابى كه از خشم خدا ناشى مىشود ، به كسانى كه خدا و آيات او را تكذيب نموده نافرمانيش كنند ) دو مرتبه از روشنترين مراتب دعوت است ، چون انسانهاى متوسط الحال بيشتر به منافع و مضار خود مىانديشند ،