السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
151
تفسير الميزان ( فارسي )
بيان آيات اين آيات يعنى از جمله * ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ) * تا جمله : « أَلا إِنَّ نَصْرَ اللَّه قَرِيبٌ » هفت آيه كامل است ، كه راه تحفظ و نگهدارى وحدت دينى در جامعه انسانى را بيان مىكند ، و آن اين است كه مسلمانان داخل در سلم شوند ، و تنها آن سخنانى كه قرآن تجويز كرده بگويند ، و آن طريقه عملى را كه قرآن نشان داده پيش گيرند ، كه وحدت دينى از بين نمىرود ، و سعادت دو سراى انسانها رخت برنمىبندد ، و هلاكت به سراغ هيچ قومى نمىرود ، مگر به خاطر خارج شدن از سلم ، و تصرف در آيات خدا ، و جابجا كردن آنها ، كه در امت بنى اسرائيل و امتهاى گذشته ديگر ديده شد ، و به زودى نظير آن هم در اين امت جريان خواهد يافت . ولى خداى تعالى اين امت را وعده نصرت داده و فرموده : « أَلا إِنَّ نَصْرَ اللَّه قَرِيبٌ » . * ( « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِي السِّلْمِ كَافَّةً » ) * كلمات سلم و اسلام و تسليم هر سه به يك معنا است : و كلمه ( كافه - همگى ) مانند كلمه جميعا تاكيد را افاده مىكند و چون خطاب به مؤمنين بود و مؤمنين مامور شدهاند همگى داخل در سلم شوند پس در نتيجه امر در آيه مربوط به همگى و به يك يك افراد جامعه است ، هم بر يك يك افراد واجب است و هم بر جميع كه در دين خدا چون و چرا نكنند ، و تسليم امر خدا و رسول او گردند . و نيز از آنجايى كه خطاب به خصوص مؤمنين شده ، آن سلمى هم كه به سويش دعوت كرده به معناى تسليم در برابر خدا و رسول شدن است ، و امرى است متعلق به مجموع امت . و به فرد فرد آنان ، پس هم بر يك يك مؤمنين واجب است . و هم بر مجموع آنان . پس سلمى كه بدان دعوت شدهاند عبارت شد از تسليم شدن براى خدا ، بعد از ايمان به او . پس بر مؤمنين واجب است امر را تسليم خدا كنند ، و براى خود صلاح ديد و استبداد برأى قائل نباشند و به غير آن طريقى كه خدا و رسول بيان كردهاند طريقى ديگر اتخاذ ننمايند ، كه هيچ قومى هلاك نشد مگر به خاطر همين كه راه خدا را رها كرده ، راه هواى نفس را پيمودند ، راهى كه هيچ دليلى از ناحيه خدا بر آن نداشتند ، و نيز حق حيات و سعادت جدى و حقيقى از هيچ قومى سلب نشد مگر به خاطر اينكه در اثر پيروى هواى نفس ايجاد اختلاف كردند . از اينجا روشن مىگردد كه مراد از پيروى خطوات شيطان ، پيروى او در تمامى دعوتهاى او به باطل نيست ، بلكه منظور پيروى او است در دعوتهايى كه به عنوان دين