السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

144

تفسير الميزان ( فارسي )

جمله * ( « أَخَذَتْه الْعِزَّةُ بِالإِثْمِ » ) * گرفتار غرورى مىشود كه گناه در دل ايجاد مىكند در آيه بعدى است ، كه مىفهماند عزتى كه دچارش شده به خاطر گناهانى بوده كه مرتكب شده ، و قلب مخالف با زبانش را ، بيمار كرده است . و سعى به معناى عمل و هم به معناى سرعت در راه رفتن است ، در نتيجه معناى آيه چنين است ، كه اين منافق شديد الخصومه وقتى دستش برسد ، و داراى قدرتى شود و رياستى به دست آرد ، سعى مىكند فساد را در زمين بگستراند و ممكن است كلمه ( تولى ) به معناى اعراض از روبرو شدن ، و گفتگو كردن باشد و معنا چنين باشد كه چون از نزد تو بيرون مىشود ، وضعش غير آن وضعى مىشود كه در حضور تو داشت ، در حضور تو دم از صلاح و اصلاح و خير مىزد ، و مىگفت در اين راه سعى خواهد كرد ، ولى چون بيرون مىشود در راه فساد و افساد سعى مىكند . * ( « وَيُهْلِكَ الْحَرْثَ وَالنَّسْلَ » ) * از ظاهر اين عبارت بر مىآيد كه مىخواهد جمله قبلى يعنى فساد در زمين را بيان كند ، و بفرمايد فساد و افسادش به اين است كه حرث و نسل را نابود كند ، و اگر نابود كردن حرث و نسل را بيان فساد قرار داده براى اين است كه قوام نوع انسانى در بقاى حياتش به غذا و توليد مثل است اگر غذا نخورد مىميرد ، و اگر توليد مثل نكند نسلش قطع مىشود ، و انسان در تامين غذايش به حرث يعنى زراعت نيازمند است چون غذاى او يا حيوانى است و يا نباتى ، و حيوان هم در زندگى و نموش به نبات نيازمند است پس حرث كه همان نبات باشد اصل در زندگى بشر است ، و بدين جهت فساد در زمين را با اهلاك حرث و نسل بيان كرد ، پس معناى اين آيه اين شد : كه او از راه نابود كردن حرث و نسل در زمين فساد مىانگيزد ، و در نابودى انسان مىكوشد . * ( « وَاللَّه لا يُحِبُّ الْفَسادَ » ) * مراد از فساد ، فساد تكوينى و آنچه در گردش زمان فاسد مىشود نيست چون پاره اى از فسادها هست كه دست كسى در آن دخالت ندارد عالم عالم كون و فساد ، و نشاه تنازع در بقا است ، هيچ موجودى پديد نمىآيد ، مگر بعد از آنكه موجودى ديگر تباه مىشود ، و هيچ جاندارى متحقق نمىشود ، مگر بعد از آنكه جاندارانى بميرند و اين كون و فساد و حيات و موت در اين موجودات طبيعى ، و در اين نشاه طبيعت زنجيروار و از پشت سر هم قرار دارند ، و اين مستند به خود خداى تعالى است ، و حاشا بر خدا كه چيزى را كه خودش مقدر فرموده مبغوض بدارد . بلكه مراد از اين فساد ، فسادهاى تشريعى است ، يعنى آن فسادى كه دست بشر پديد