السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

136

تفسير الميزان ( فارسي )

با زنان درآميزند ، آن گاه براى حج احرام ببندند ، در حالى كه آب غسل از سر و رويشان بچكد ، اين نيز گفتار عمر بود ، كه صريحا اجتهادى است در مقابل نص ، چون خداى تعالى و رسول گراميش بر مساله حج تمتع تصريح كرده‌اند ، و خدا و رسولش بهتر مىدانند كه تشريع حكم حج تمتع ممكن است به اينجا منجر شود ، كه مسلمين رفتارى را بكنند كه عمر آن را دوست نمىدارد ، و بلكه از آن مىترسد ، و با وجود چنين تصريحى ديگر جاى اجتهاد نيست . و از عجائب امور اين است كه در متن آيه اى كه حج تمتع را تشريع كرد همان چيزى كه عمر از آن مىترسيد و از آن كراهت داشت آمده ، مىفرمايد : ( * ( فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ ) * ، يعنى كسى كه با آوردن عمره تا انجام حج لذت گيرى كند ، بايد قربانى كند ) ، بطورى كه ملاحظه مىفرمائيد قرآن كريم نام اين قسم حج را حج تمتع يعنى ( حج لذت گيرى ) نهاده ، چون تمتع جز اين نيست كه زائر خانه خدا بتواند از آنچه كه در احرام بر او حرام بود يعنى از التذاذ با بوى خوش و با آميزش با زنان ، و پوشيدن لباس و غيره ، بهره مند شود ، و اين عينا همان است كه عمر از آن مىترسيد و كراهت مىداشت . و از اين عجيبتر اينكه وقتى آيه شريفه نازل شد اصحاب به خدا و رسول اعتراض كردند ، و رسول خدا ص امر فرمود تا به عين همان چيزى كه سبب نهى بود تمتع ببرند توضيح اينكه وقتى اين دستور صادر شد ، بطورى كه در روايت در الدر المنثور از حاكم از جابر آمده ( مردم گفتند ، آيا براى عمل حج در حالى به سوى عرفه روانه شويم كه منى از عورتهاى ما مىچكد ) ، اين سخن به گوش رسول خدا ص رسيد بلادرنگ به خطبه ايستاد و در خطبه اش گفتار مردم را رد نموده ، براى بار دوم دستور داد تمتع كنند ، همانطور كه بار اول آن را بر ايشان واجب كرده بود . 4 - و اما استدلال ديگرى كه كرده‌اند و بطورى كه در روايت سيوطى از سعيد بن مسيب آمده كه گفته‌اند ( حكم تمتع در حج باعث تعطيل شدن بازارهاى مكه است ، و مردم مكه نه زراعتى دارند و نه دامى ، بهار كار مردم مكه همان موقعى است كه حاجيان به مكه و بر آنان وارد مىشوند ) استدلال درستى نيست ، چون اجتهادى است در مقابل نص علاوه بر اينكه خود خداى تعالى در كلام مجيدش نظير اين استدلال را رد نموده ، آنجا كه فرمان داده بود : از اين پس مشركين حق ندارند به مسجد الحرام در آيند ، چون مشرك نجس است ، و فرموده بود : « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ فَلا يَقْرَبُوا الْمَسْجِدَ الْحَرامَ بَعْدَ عامِهِمْ هذا وَإِنْ خِفْتُمْ عَيْلَةً فَسَوْفَ يُغْنِيكُمُ اللَّه مِنْ فَضْلِه إِنْ شاءَ إِنَّ اللَّه عَلِيمٌ حَكِيمٌ » « 1 » چون ممنوعيت مشركين از ورود به

--> ( 1 ) سوره توبه آيه 28