السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
126
تفسير الميزان ( فارسي )
« * ( ثُمَّ أَفِيضُوا مِنْ حَيْثُ أَفاضَ النَّاسُ ) * . . . » ، فرموده : اهل حرم در مشعر وقوف مىكردند و ساير مردم در عرفات ، و اهل حرم از مشعر حركت نمىكردند تا اهل عرفات به مشعر برسند ، در همان ايام مردى كه نامش ابو سيار بود ، و الاغى سرحال داشت ، از همه اهل عرفات جلو مىافتاد ، و در نتيجه همين كه اهل مشعر او را مىديدند مىگفتند : اينك ابو سيار از عرفات رسيد ، آن وقت حركت مىكردند ، پس خداى تعالى دستورشان داد همگى بايد به عرفه وقوف كنند و از آنجا كوچ كنند . « 1 » مؤلف : در اين معنا رواياتى ديگر نيز هست . و در تفسير عياشى از امام صادق ع روايت آورده كه در تفسير آيه : * ( « رَبَّنا آتِنا فِي الدُّنْيا حَسَنَةً وَفِي الآخِرَةِ حَسَنَةً » ) * فرمود : منظور از حسنه رضوان خدا و بهشت در آخرت است ، و نيز سعة رزق و حسن خلق در دنيا است . « 2 » و از همان جناب روايت شده كه فرمود حسنه در دنيا رضوان خدا و توسعه در معيشت ، و همنشين خوب ، و در آخرت بهشت است . « 3 » و از على ع روايت شده كه فرمود : ( حسنه در دنيا همسر صالح ، و در آخرت حوريه است ، و منظور از عذاب آتش همسر بد است ) . « 4 » مؤلف : اين روايات از باب شمردن مصداق است ، و گرنه آيه شريفه مطلق است ، و از آنجايى كه رضوان اللَّه چيزى است كه ممكن است نمونه اش و ظهور ناقصش در دنيا ، و ظهور تامش در آخرت حاصل شود ، از اين جهت مىتوان آن را هم از حسنات دنيا شمرد هم چنان كه در روايت اولى شمرده ، و هم از حسنات آخرت ، هم چنان كه در روايت دومى شمرده . و در كافى از امام صادق ع روايت كرده كه در ذيل آيه شريفه : « * ( وَاذْكُرُوا اللَّه فِي أَيَّامٍ مَعْدُوداتٍ ) * . . . » ، فرموده : مراد از اين ايام ، ايام تشريق است چون عرب وقتى در منا اقامت مىكرد ، بعد از قربانى شتر به تفاخر مىپرداخت ، يكى مىگفت : پدر من چنين و چنان بود ، آن ديگرى مىگفت پدرم چنين و چنان بود ، خداى تعالى فرمود : ( * ( فَإِذا قَضَيْتُمْ مَناسِكَكُمْ فَاذْكُرُوا اللَّه كَذِكْرِكُمْ آباءَكُمْ ، أَوْ أَشَدَّ ذِكْراً ) * ، چون از مناسك خود پرداختيد به ياد خدا بيفتيد ، همانطور كه به ياد پدران خود مىافتيد ، بلكه بيشتر و شديدتر از ياد پدران ) ، و تكبير اين است كه بگويى : اللَّه اكبر ، اللَّه اكبر لا إله الا اللَّه ، و اللَّه اكبر ، و للَّه الحمد ، اللَّه اكبر على ما هدينا اللَّه
--> ( 1 و 2 و 3 ) تفسير عياشى ج 1 ص 97 - 98 - 99 ( 4 ) مجمع البيان ج 2 ص 298