السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
123
تفسير الميزان ( فارسي )
ص چون خواست حجة الاسلام را بجا آورد ، چهار روز از ذى القعده مانده بيرون آمد ، تا به مسجد شجره رسيد ، و در آنجا نماز خواند ، سپس مركب خود را براند ، تا به بيدا رسيد ، در آنجا محرم شد ، و لبيك حج گفت ، و صد رأس بدنه با خود حركت داد ، مردم هم همگى احرام به حج بستند ، و احدى نيت عمره نكرد ، و تا آن روز اصلا نمىفهميدند متعه در حج چيست ؟ تا آنكه رسول خدا ص وارد مكه شد ، طواف خانه را انجام داد ، مردم هم با او طواف كردند ، سپس نزد مقام دو ركعت نماز خواند و دست به حجر الاسود ماليد ، سپس فرمود : من ابتدا مىكنم به آنچه خداى عز و جل ابتدا كرده بود ، پس به صفا آمد ، و سعى را از صفا شروع كرد ، و هفت نوبت بين صفا و مروه سعى نمود ، همين كه سعيش در مروه خاتمه يافت به خطبه ايستاد ، و مردم را دستور داد تا از احرام در آيند ، و حج خود را عمره قرار دهند ، و فرمود اين چيزى است كه خداى عز و جل مرا بدان امر فرموده ، مردم محل شدند ، و رسول خدا ص فرمود : اگر من در اين باره پيشبينى مىداشتم و مىدانستم چنين دستورى مىرسد ، خود من نيز مانند شما بدنه با خود نمىآوردم ، ولى چون آوردهام نمىتوانم حج تمتع كنم ، براى اينكه خداى عز و جل فرموده : ( * ( وَلا تَحْلِقُوا رُؤُسَكُمْ حَتَّى يَبْلُغَ الْهَدْيُ مَحِلَّه ) * ، يعنى سر نتراشيد ، و از احرام در نيائيد ، تا آنكه هدى به جاى خودش كه همان منا است برسد ) سراقة بن جعثم كنانى عرضه داشت امروز تازه دين خود را شناختيم مثل اينكه همين امروز به دنيا آمدهايم ، حال به ما خبر بده آيا اين حكم مخصوص امسال ما است ، يا براى هر ساله است ؟ رسول خدا ص فرمود نه ، براى ابد حكم همين است ، مردى برخاست و عرضه داشت : يا رسول اللَّه ص آيا ممكن است چند روز ديگر كه براى حج احرام مىبنديم قطرات آب غسلى كه در اثر نزديكى با زنان كردهايم از سر و رويمان بچكد ، و خلاصه اين چه حكمى است ؟ ( و خواننده عزيز بايد توجه داشته باشد كه در سنت جاهليت بعد از داخل شدن در مكه و طواف ، از احرام در آمدن ، و با زنان آميختن از شنيعترين گناهان شنيعتر بوده ، و از اين جهت سائل برخاسته و اعتراض كرده ) رسول خدا ص فرمود تو تا ابد به اين حكم ايمان نمىآورى ، امام صادق ع سپس فرمود : در همان ايام على ع از يمن آمد ، و به مكه وارد شد ، و ديد فاطمه ع از احرام در آمده ، و بوى خوش استعمال كرده ، نزد رسول خدا ص روانه شد ، جريان را از آن جناب پرسيد ، رسول خدا ص فرمود : يا على تو كه احرام بستى به چه نيت بستى عرضه داشت : به آنچه رسول خدا ص نيت كرده ، فرمود : پس تو هم نبايد از احرام درآيى ، و او را در هدى خود كه گفتيم صد بدنه بود شريك كرد ، سى و هفت شتر را به او داد ، و شصت و سه شتر