السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

118

تفسير الميزان ( فارسي )

چون شما قبل از اينكه او هدايتتان كند از گمراهان بوديد . « * ( ثُمَّ أَفِيضُوا مِنْ حَيْثُ أَفاضَ النَّاسُ ) * . . . » ظاهر اين آيه مىرساند كه افاضه بر طبق سنت ديرينه اى كه قريش داشتند واجب است ، و مىخواهد مخاطبين را در اين سنت ملحق به نياكانشان كند . بنا بر اين آيه شريفه با روايتى كه مىگويد : ( قريش و هم سوگندانشان كه به عرف محلى حمس ناميده مىشدند ، وقوف به عرفات نمىكردند ، بلكه تنها به مزدلفه وقوف مىكردند ، و منطقشان اين بود كه ما اهل حرم نبايد از حرم خدا دور شويم ، خداى تعالى در آيه بالا دستورشان داد كه شما هم مانند ساير مردم كوچ كنيد ، از همانجايى كه آنان كوچ مىكنند ، يعنى از عرفات ) منطبق مىشود و بنا بر اين ذكر اين حكم بعد از جمله : « * ( فَإِذا أَفَضْتُمْ مِنْ عَرَفاتٍ ) * . . . » ، و به كار بردن كلمه ( ثم ) كه بعديت را مىرساند ، در آن جمله براى اين است كه ترتيب ذكرى را رعايت كرده باشد ، و در حقيقت گفتار به منزله استدراك است ، و معنايش اين است كه احكام حج اين هايى بود كه ذكر شد ، چيزى كه هست بر شما واجب است كه در كوچ كردن مانند ساير مردم از عرفات كوچ كنيد ، نه از مزدلفه . و بعضى از مفسرين گفته‌اند : در اين دو آيه تقديم و تاخيرى شده ، آيه اول را بايد بعد از آيه دوم نوشته باشند ، يعنى اول نوشته باشند : ( * ( ثُمَّ أَفِيضُوا مِنْ حَيْثُ أَفاضَ النَّاسُ ) * ، و سپس نوشته باشند : * ( فَإِذا أَفَضْتُمْ مِنْ عَرَفاتٍ ) * . . . ) * ( « فَإِذا قَضَيْتُمْ مَناسِكَكُمْ ) * تا جمله * ( أَوْ أَشَدَّ ذِكْراً » ) * اين آيه شريفه دعوت به ذكر خدا مىكند ، و در اين دعوت مبالغه نموده ، مىفرمايد : جا دارد كه حاجى حد اقل خدا را به قدر پدران خود به خاطر بياورد ، و بلكه بيشتر ، براى اينكه نعمت خدا نسبت به او كه به حكم آيه : * ( « وَاذْكُرُوه كَما هَداكُمْ » ) * همان نعمت هدايت است ، بزرگتر از نعمتى است كه پدران به آدمى داده‌اند . و بعضى از مفسرين گفته‌اند : وجه اينكه در اين آيه سخن از پدران گفته اين است كه در جاهليت رسم بوده بعد از تمام كردن عمل حج ساعتى در منا توقف مىكردند ، و در آنجا به شعر و نثرى كه از پدران خود به يادگار داشتند بر ديگران فخر مىفروختند ، خداى تعالى در اين آيه مىفرمايد : به جاى يادآورى از پدران خدا را ياد كنيد بلكه بيشتر و كاملتر از ياد پدران ياد كنيد . * ( « أَوْ أَشَدَّ ذِكْراً » ) * اين جمله اعراض از مطلب قبلى است و در نتيجه كلمه ( او ) معناى بلكه را مىدهد ، در