السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
64
تفسير الميزان ( فارسي )
عبادت درست شده ، و در قرآن هيچ سوره اى نظير آن ديده نميشود ، منظورم از اين حرف چند نكته است . اول اينكه سوره مورد بحث از اول تا بآخرش كلام خدا است ، اما در مقام نيابت از بنده اش ، و اينكه بنده اش وقتى روى دل متوجه بسوى او ميسازد ، و خود را در مقام عبوديت قرار ميدهد ، چه ميگويد . و دوم اينكه اين سوره به دو قسمت تقسيم شده ، نصفى از آن براى خدا ، و نصفى ديگر براى بنده خدا است . نكته سوم اينكه اين سوره مشتمل بر تمامى معارف قرآنى است ، و با همه كوتاهيش بتمامى معارف قرآنى اشعار دارد ، چون قرآن كريم با آن وسعت عجيبى كه در معارف اصوليش ، و نيز در فروعات متفرعه بر آن اصول هست ، از اخلاقش گرفته تا احكام ، و احكامش از عبادات گرفته تا سياسات ، و اجتماعيات ، و وعده ها ، و وعيدها ، و داستانها ، و عبرتهايش ، همه و همه بياناتش به چند اصل بر مىگردد ، و از آن چند ريشه جوانه مىزند ، اول توحيد ، دوم نبوت ، و سوم معاد ، و فروعات آن ، و چهارم هدايت بندگان بسوى آنچه مايه صلاح دنيا و آخرتشان است ، و اين سوره با همه اختصار و كوتاهيش ، مشتمل بر اين چند اصل مىباشد ، و با كوتاه ترين لفظ ، و روشنترين بيان ، بانها اشاره نموده است . حال براى اينكه بعظمت اين سوره پى ببرى ، ميتوانى معارف مورد بحث در اين سوره را كه خداى تعالى آن را جزو نماز مسلمانان قرار داده ، با آنچه كه مسيحيان در نماز خود ميگويند ، و انجيل متى ( 6 : - 9 - 13 ) آن را حكايت مىكند ، مقايسه كنى ، آن وقت مىفهمى كه سوره حمد چيست . در انجيل نامبرده كه به عربى ترجمه شده ، چنين ميخوانيم ( پدر ما آن كسى است كه در آسمانها است ، نام تو متقدس باد ، و فرمانت نافذ ، و مشيتت در زمين مجرى ، همانطور كه در آسمان مجرى است ، نان ما كفاف ما است ، امروز ما را بده ، و ديگر هيچ ، و گناه ما بيامرز ، همانطور كه ما گناهكاران بخويشتن را مىبخشيم ، ( يعنى از ما ياد بگير ) ، و ما را در بوته تجربه و امتحان قرار مده ، بلكه در عوض از شر شرير نجات ده . خوب ، در اين معانى كه الفاظ اين جملات آنها را افاده مىكند دقت بفرما ، كه چه چيزهايى را بعنوان معارف الهى و آسمانى به بشر مىآموزد ، و چگونه ادب بندگى در آن رعايت شده ، اولا به نمازگزار مىآموزد ، كه بگويد : پدر ما ( يعنى خداى تعالى ) در آسمانها است ، ( در حالى كه قرآن خدا را منزه از مكان ميداند ) و ثانيا در باره پدرش دعاى خير كند ، كه اميدوارم نامت متقدس باشد ، ( البته فراموش نشود كه متقدس باشد ، نه مقدس ، و خلاصه قداست قلابى هم داشته باشد كافى است ) و نيز اميدوارم كه فرمانت در زمين مجرى ، ( و تيغت برا ) باشد ، همانطور كه در آسمان هست ، حال چه كسى ميخواهد دعاى اين بنده را در باره خدايش مستجاب كند ؟ نميدانيم ، آن هم دعايى كه