السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
54
تفسير الميزان ( فارسي )
نكته اول - اينكه طرقى كه بسوى خداى تعالى منتهى مىشود از نظر كمال ، و نقص ، و نايابى و رواجى ، و دورى و نزديكيش از منبع حقيقت ، و از صراط مستقيم ، مختلف است ، مانند طريقه اسلام و ايمان ، و عبادت ، و اخلاص ، و اخبات . هم چنان كه در مقابل اين نامبرده ها ، كفر ، و شرك ، و جحود ، و طغيان ، و معصيت ، نيز از مراتب مختلفى از گمراهى را دارا هستند ، هم چنان كه قرآن كريم در باره هر دو صنف فرموده : ( وَلِكُلٍّ دَرَجاتٌ مِمَّا عَمِلُوا ، وَلِيُوَفِّيَهُمْ أَعْمالَهُمْ ، وَهُمْ لا يُظْلَمُونَ ، براى هر دسته اى درجاتى است از آنچه مىكنند ، تا خدا سزاى عملشان را بكمال و تمام بدهد ، و ايشان ستم نمىشوند ) . « 1 » و اين معنا نظير معارف الهيه است ، كه عقول در تلقى و درك آن مختلف است ، چون استعدادها مختلف ، و بالوان قابليتها متلون است ، هم چنان كه آيه شريفه ( رعد - 17 ) نيز به اين اختلاف گواهى ميداد . نكته دوم - اينكه همانطور كه صراط مستقيم مهيمن و ما فوق همه سبيلها است ، همچنين اصحاب صراط مستقيم كه خدا آنان را در آن صراط جاى داده ، مهيمن و ما فوق ساير مردمند ، چون خداى تعالى امور آنان را خودش به عهده گرفته ، و امور مردم را به عهده آنان نهاده ، و امر هدايت ايشان را بانان واگذار نموده ، و فرموده : ( وَحَسُنَ أُولئِكَ رَفِيقاً ، اينان بهترين رفيقند ) ، « 2 » و نيز فرموده : ( إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّه وَرَسُولُه ، وَالَّذِينَ آمَنُوا ، الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ ، وَيُؤْتُونَ الزَّكاةَ ، وَهُمْ راكِعُونَ ، تنها ولى و سرپرست شما خدا است ، و رسول او ، و آنان كه ايمان آوردهاند ، يعنى آنان كه نماز ميگذارند ، و در حال ركوع صدقه ميدهند ) ، « 3 » كه به حكم آيه اول صراط مستقيم و يا بگو ( صراط الذين انعم اللَّه عليهم ) ، را صراط انبياء و صديقين و شهداء و صالحين دانسته ، به حكم آيه دوم با در نظر گرفتن روايات متواتره صراط ، امير المؤمنين على بن ابى طالب ع شمرده است ، و آن جناب را اولين فاتح اين صراط دانسته ، كه انشاء اللَّه بحث مفصل آن در آيه بعدى خواهد آمد . نكته سوم - اينكه وقتى مىگوئيم : ( ما را بسوى صراط مستقيم هدايت فرما ) هدايت بسوى صراط مستقيم وقتى معنايش مشخص مىشود ، كه معناى صراط مستقيم معين گردد ، لذا ما نخست به بحث لغوى آن پرداخته ، مىگوئيم در صحاح گفته هدايت به معناى دلالت است ، ساير « 4 » علماى اهل لغت به وى اشكال كردهاند ، كه اين كلمه همه جا به معناى دلالت نيست ، بلكه وقتى به معناى دلالت است ، كه مفعول دومش را بوسيله كلمه ( الى ) بگيرد ، و اما در جايى كه خودش و بدون كلمه نامبرده هر دو مفعول خود را گرفته باشد ، نظير آيه * ( ( اهْدِنَا الصِّراطَ ) ) * ، كه هم ضمير ( نا ) و هم ( صراط ) را
--> 1 - سوره احقاف آيه 19 2 - سوره نساء آيه 69 3 - مائده 55 4 - الصحاح للجوهرى ج 6 ص 33 - 25