السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
51
تفسير الميزان ( فارسي )
مستقيم زيد از صراط مستقيم عمرو امتياز دارد ، بلكه هر دو صراط مستقيم است ، بخلاف سبيلها ، كه هر يك مصداقى از صراط مستقيم است ، و لكن با امتيازى كه بواسطه آن از سبيلهاى ديگر ممتاز مىشود ، و غير او مىگردد ، اما صراط مستقيمى كه در ضمن اين است ، عين صراط مستقيمى است كه در ضمن سبيل ديگر است ، و خلاصه صراط مستقيم با هر يك از سبيلها متحد است . هم چنان كه از بعضى آيات نامبرده و غير نامبرده از قبيل آيه : ( وَأَنِ اعْبُدُونِي هذا صِراطٌ مُسْتَقِيمٌ ) « 1 » و آيه : ( قُلْ إِنَّنِي هَدانِي رَبِّي إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ ، دِيناً قِيَماً مِلَّةَ إِبْراهِيمَ حَنِيفاً ، بگو بدرستى پروردگار من ، مرا بسوى صراط مستقيم كه دينى است قيم ، و ملت حنيف ابراهيم ، هدايت فرموده ) « 2 » نيز اين معنا استفاده مىشود . چون هم عبادت را صراط مستقيم خوانده ، و هم دين را ، با اينكه اين دو عنوان بين همه سبيلها مشترك هستند ، پس ميتوان گفت مثل صراط مستقيم نسبت به سبيلهاى خدا ، مثل روح است نسبت به بدن ، همانطور كه بدن يك انسان در زندگيش اطوار مختلفى دارد ، و در هر يك از آن احوال و اطوار غير آن انسان در طور ديگر است ، مثلا انسان در حال جنين غير همان انسان در حال طفوليت ، و بلوغ ، و جوانى ، و كهولت و سالخوردگى ، و فرتوتى است ، ولى در عين حال روح او همان روح است ، و در همه آن اطوار يكى است ، و با بدن او همه جا متحد است . و نيز بدن او ممكن است باحوالى مبتلا شود ، كه بر خلاف ميل او باشد و روح او صرفنظر از بدنش آن احوال را نخواهد ، و اقتضاى آن را نداشته باشد ، بخلاف روح كه هيچوقت معرض اين اطوار قرار نمىگيرد ، چون او مفطور بفطرت خدا است ، كه به حكم ( لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّه ) ، « 3 » فطرياتش دگرگون نمىشود ، و با اينكه روح و بدن از اين دو جهت با هم فرق دارند ، در عين حال روح آن انسان نامبرده همان بدن او است ، و انسانى كه فرض كرديم مجموع روح و بدن است . همچنين سبيل بسوى خدا به همان صراط مستقيم است ، جز اينكه هر يك از سبيلها مثلا سبيل مؤمنين ، و سبيل منيبين ، و سبيل پيروى كنندگان رسول خدا ( ص ) ، و هر سبيل ديگر ، گاه مىشود كه يا از داخل و يا خارج دچار آفتى مىگردد ، ولى صراط مستقيم همانطور كه گفتيم هرگز دچار اين دو آفت نميشود ، چه ، ملاحظه فرموديد : كه ايمان كه يكى از سبيلها است ، گاهى با شرك هم جمع مىشود هم چنان كه گاهى با ضلالت جمع مىشود ، اما هيچ يك از شرك و ضلالت با صراط مستقيم جمع نمىگردد ، پس معلوم شد كه براى سبيل مرتبه هاى بسيارى است ، بعضى از آنها
--> 1 - سوره يس آيه 61 2 - سوره انعام آيه 161 3 - سوره الروم 30