السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

49

تفسير الميزان ( فارسي )

كرده ، ( يعنى اصحاب صراط مستقيم ) ، و نفرموده : از ايشانند ، و نيز فرموده : با آنان رفيقند ، و نفرموده يكى از ايشانند ، پس معلوم مىشود اصحاب صراط مستقيم ، يعنى ( الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّه عَلَيْهِمْ ) مقامى عالىتر از مؤمنين دارند . نظير آيه ( 69 - سوره نساء ) ، در اينكه مؤمنين را در زمره اصحاب صراط مستقيم ندانسته ، بلكه پائينتر از ايشان مىشمارد ، آيه : ( وَالَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّه وَرُسُلِه أُولئِكَ هُمُ الصِّدِّيقُونَ وَالشُّهَداءُ عِنْدَ رَبِّهِمْ لَهُمْ أَجْرُهُمْ وَنُورُهُمْ ) « 1 » مىباشد ، چون در اين آيه مؤمنين را ملحق بصديقين و شهداء كرده ، و با اينكه جزو آنان نيستند ، بعنوان پاداش ، اجر و نور آنان را بايشان داده ، و فرموده : ( و كسانى كه به خدا و رسولان وى ايمان آورده‌اند ، در حقيقت آنها هم نزد پروردگارشان صديق و شهيد محسوب مىشوند ، و نور و اجر ايشان را دارند ) . پس معلوم مىشود اصحاب صراط مستقيم ، قدر و منزلت و درجه بلندترى از درجه مؤمنين خالص دارند ، حتى مؤمنينى كه دلها و اعمالشان از ضلالت و شرك و ظلم به كلى خالص است . پس تدبر و دقت در اين آيات براى آدمى يقين مىآورد : به اينكه مؤمنين با اينكه چنين فضائلى را دارا هستند ، مع ذلك در فضيلت كامل نيستند ، و هنوز ظرفيت آن را دارند كه خود را به ( الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّه عَلَيْهِمْ برسانند ) ، و با پر كردن بقيه ظرفيت خود ، همنشين با آنان شوند ، و بدرجه آنان برسند ، و بعيد نيست كه اين بقيه ، نوعى علم و ايمان خاصى به خدا باشد ، چون در آيه ( يَرْفَعِ اللَّه الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَالَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجاتٍ ، خداوند آنهايى را كه از شما ايمان آورده‌اند ، و آنان كه علم به ايشان داده شده ، بدرجاتى بالا مىبرد ) « 2 » دارندگان علم را از مؤمنين بالاتر دانسته ، معلوم مىشود : برترى ( الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّه عَلَيْهِمْ ) از مؤمنين ، بداشتن همان علمى است كه خدا به آنان داده ، نه علمى كه خود از مسير عادى كسب كنند ، پس اصحاب صراط مستقيم كه ( أَنْعَمَ اللَّه عَلَيْهِمْ ) بخاطر داشتن نعمتى كه خدا بايشان داده ، ( يعنى نعمت علمى مخصوص ) ، قدر و منزلت بالاترى دارند ، و حتى از دارندگان نعمت ايمان كامل نيز بالاتراند ، اين هم يك صفت و امتياز در اصحاب صراط مستقيم . مقدمه ششم اينكه خداى تعالى در كلام مجيدش مكرر نام صراط و سبيل را برده ، و آنها را صراط و سبيلهاى خود خوانده ، با اين تفاوت كه بجز يك صراط مستقيم به خود نسبت نداده ، ولى سبيلهاى چندى را به خود نسبت داده ، پس معلوم مىشود : ميان خدا و بندگان چند سبيل و يك صراط مستقيم بر قرار است ، مثلا در باره سبيل فرموده : ( وَالَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا ، و

--> 1 - سوره حديد آيه 19 2 - سوره مجادله آيه 11