السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

42

تفسير الميزان ( فارسي )

نمىكردند ، و يا آنكه اين شرك را تنها در باطن داشته باشد ، مانند كسى كه مشغول عبادت خداست ، اما منظورش از عبادت غير خدا است و يا طمع در بهشت ، و ترس از آتش است ، چه تمام اينها شرك در عبادت است كه از آن نهى فرموده‌اند ، از آن جمله فرموده‌اند : ( فَاعْبُدِ اللَّه مُخْلِصاً لَه الدِّينَ ، خداى را با ديندارى خالص عبادت كن ) ، « 1 » و نيز فرموده : ( أَلا لِلَّه الدِّينُ الْخالِصُ وَالَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِه أَوْلِياءَ ما نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونا إِلَى اللَّه زُلْفى إِنَّ اللَّه يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ فِي ما هُمْ فِيه يَخْتَلِفُونَ ، آگاه باش كه از آن خدا است دين خالص و كسانى كه از غير خدا اوليائى گرفتند گفتند ما اينها را نمىپرستيم مگر براى اينكه قدمى بسوى خدا نزديكمان كنند ، بدرستى كه خدا در ميان آنان و اختلافى كه با هم داشتند حكومت مىكند ) . « 2 » بنا بر اين عبادت وقتى حقيقتا عبادت است كه عبد عابد در عبادتش خلوص داشته باشد ، و خلوص ، همان حضورى است كه قبلا بيان كرديم ، و روشن شد كه عبادت وقتى تمام و كامل مىشود كه به غير خدا به كسى ديگر مشغول نباشد ، و در عملش شريكى براى سبحان نتراشد ، و دلش در حال عبادت بسته و متعلق بجايى نباشد ، نه به اميدى ، و نه ترسى ، حتى نه اميد به بهشتى ، و نه ترس از دوزخى ، كه در اين صورت عبادتش خالص ، و براى خدا است ، بخلاف اينكه عبادتش به منظور كسب بهشت و دفع عذاب باشد ، كه در اين صورت خودش را پرستيده ، نه خدا را . و همچنين عبادت وقتى تمام و كامل مىشود كه به خودش هم مشغول نباشد كه اشتغال به نفس ، منافى با مقام عبوديت است ، عبوديت كجا و منم زدن و استكبار كجا ؟ و گويا علت آمدن پرستش و استعانت به صيغه متكلم مع الغير ( ما تو را مىپرستيم و از تو يارى ميجوئيم ) همين دورى از منم زدن و استكبار بوده باشد ، و ميخواهد به همين نكته اشاره كند كه گفتيم مقام عبوديت با خود ديدن منافات دارد ، لذا بنده خدا عبادت خود ، و همه بندگان ديگر را در نظر گرفته ميگويد : ما تو را مىپرستيم ، چون به همين مقدار هم در ذم نفس و دور افكندن تعينات و تشخصات اثر دارد ، چون در وقتى كه من خود را تنها ببينم ، به انانيت و خودبينى و استكبار نزديكترم ، بخلاف اينكه خودم را مخلوط با ساير بندگان ، و آميخته با سواد مردم بدانم ، كه اثر تعينى و تشخص را از بين برده‌ام . از آنچه گذشت اين مسئله روشن شد ، كه اظهار عبوديت در جمله * ( ( إِيَّاكَ نَعْبُدُ ) ) * الخ ، از نظر معنا و از حيث اخلاص ، جمله ايست كه هيچ نقصى ندارد ، تنها چيزى كه به نظر مىرسد نقص است ، اين است كه بنده عبادت را به خودش نسبت ميدهد و بملازمه براى خود دعوى استقلال در وجود و

--> 1 - سوره زمر آيه 2 2 - سوره زمر آيه 3