السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

667

تفسير الميزان ( فارسي )

بيان * ( ( كُتِبَ عَلَيْكُمْ إِذا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ ، إِنْ تَرَكَ خَيْراً الْوَصِيَّةُ ) ) * الخ ، لسان اين آيه ، لسان وجوب است نه استحباب ، چون در قرآن كريم هر جا فرموده : فلان امر بر فلان قوم نوشته شده ، معنايش اين است كه اين حكم يا سرنوشت ، قطعى و لازم شده است ، مؤيد آن ، جمله آخر آيه است كه ميفرمايد : ( حقا ) ، چون كلمه حق ، نيز مانند كتابت اقتضاى معناى لزوم را دارد . لكن از آنجا كه همين كلمه را مقيد به ( متقين ) كرده دلالت بر وجوب را سست مىكند ، براى اينكه اگر وصيت تكليفى واجب بود ، مناسبتر آن بود كه بفرمايد : ( حقا على المؤمنين ) ، و چون فرموده : * ( ( عَلَى الْمُتَّقِينَ ) ) * ، ميفهميم اين تكليف امرى است كه تنها تقوى باعث رعايت آن مىشود و در نتيجه براى عموم مؤمنين واجب نيست ، بلكه آنهايى كه متقى هستند برعايت آن اهتمام ميورزند . و به هر حال بعضى از مفسرين گفته‌اند : اين آيه بوسيله آيات ارث ( كه تكليف مال ميت را معين كرده ، چه وصيت كرده باشد و چه نكرده باشد ) ، نسخ شده و به فرضى كه اين سخن درست باشد ، وجوبش نسخ شده نه استحباب ، و اصل محبوبيتش ، و شايد تقييد كلمه حق به كلمه ( متقين ) هم براى افاده همين غرض باشد . و مراد به كلمه ( خير ) مال است ، و مثل اين كه از آن بر مىآيد مراد مال بسيار است نه اندكى كه قابل اعتناء نباشد ، و مراد از معروف ، همان معناى متداول يعنى احسان است . * ( ( فَمَنْ بَدَّلَه بَعْدَ ما سَمِعَه ، فَإِنَّما إِثْمُه عَلَى الَّذِينَ يُبَدِّلُونَه ) ) * ، ضمير در كلمه ( اثمه ) ، به تبديل بر مىگردد و بقيه ضمائر به وصيت به معروف ، و اگر بپرسى : كلمه ( وصيت ) مؤنث است ، چرا پس همه ضمائر كه بدان برگشته مذكر است ؟ در پاسخ مىگوئيم : كلمه نامبرده از آنجا كه مصدر است ، هر دو نوع ضمير ، جائز است بدان برگردد . باز خواهى پرسيد : كه جا داشت بفرمايد : ( فمن بدله بعد ما سمعه ، فانما اثمه عليهم ) و حاجت نبود دوباره نام تبديل كنندگان را ببرد ، در پاسخ مىگوييم : نكته اين كه ضمير نياورد و اسم ظاهر آن را آورد ، خواست تا به علت گناه يعنى تبديل وصيت بمعروف اشاره كرده باشد تا بتواند آيه بعدى را بر آن تفريع نموده ، بفرمايد : ( پس اگر كسى از موصى بترسد ) الخ . * ( ( فَمَنْ خافَ مِنْ مُوصٍ جَنَفاً ، أَوْ إِثْماً ، فَأَصْلَحَ بَيْنَهُمْ ، فَلا إِثْمَ عَلَيْه ) ) * كلمه ( جنف ) به معناى انحراف است و بعضى گفته‌اند به معناى انحراف دو قدم به طرف خارج است ، بر عكس كلمه ( حنف ) كه با حاى بى نقطه است و به معناى انحراف دو قدم به طرف داخل است .