السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

662

تفسير الميزان ( فارسي )

حريت و حفظ قوميتشان جز با جنگ صورت نمىبندد ، هيچ توقفى و شكى در جواز آن نميكنند ، و بى درنگ آماده جنگ ميشوند ، تا چه رسد به آنجا كه دشمن قصد كشتن همه آنان را داشته باشد . و نيز مىبينيد كه اين ملل راقيه از بطلان قوانين خود دفاع ميكنند ، تا هر جا كه بيانجامد ، حتى بقتل ، و نيز مىبينيد كه در حفظ منافع خود متوسل به جنگ ميشوند البته در وقتى كه جز با جنگ دردشان دوا نشود . و بخاطر همين جنگهاى خانمان برانداز و مايه فناى دنيا و هلاكت حرث و نسل است كه مىبينيم لا يزال ملتهايى خود را با سلاحهاى خونينى مسلح ميكنند و ملتهايى ديگر براى اينكه از آنها عقب نمانند و در روز مبادا بتوانند پاسخ آنان را بگويند ، ميكوشند خود را به همان سلاحها مسلح سازند و موازنه تسليحاتى را برقرار سازند . و اين ملتها هيچ منطقى و بهانه اى در اين كار ندارند ، جز حفظ حيات اجتماع و رعايت حال آن ، و اجتماع هم جز پديده اى از پديده هاى طبيعت انسان نيست ، پس چه شد كه طبيعت كشتارهاى فجيع و وحشتآور را و ويرانگرى شهرها و ساكنان آن را براى حفظ پديده اى از پديده هاى خود كه اجتماع مدنى است جائز مىداند ولى قتل يك نفر را براى حفظ حيات خود جائز نمىشمارد ؟ با اينكه بر حسب فرض ، اين اجتماعى كه پديده طبع آدمى است ، اجتماعى است مدنى . و نيز چه شد كه كشتن كسى را كه تصميم كشتن او را گرفته ، با اينكه هنوز نكشته ، جائز مىداند ولى قصاص كه كشتن او بعد از ارتكاب قتل است ، جائز نميداند ؟ و نيز چه شد كه طبيعت انسانى حكم مىكند به انعكاس وقايع تاريخى و ميگويد ( فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَه ، وَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَه ، « 1 » هر كس به سنگينى ذره‌اى عمل خير كند آن را مىبيند و هر كس به سنگينى ذره‌اى شر مرتكب شود آن را مىبيند ) كه هر چند كلام قرآن است ولى زبان طبيعت آدمى است و خلاصه براى هر عملى عكس العمل قائل است ، و اين عكس العمل را در قوانينى كه جعل مىكند ، رعايت مىكند و لكن كشتن قاتل را ظلم و نقض حكم خويش ميداند ؟ . علاوه بر آنچه گذشت قرآن كريم و قانون اسلام در تمامى دنيا چيزى كه بهاى انسان شود و ميزانى كه با آن ميزان بتوان انسان را سنجيد ، سراغ نميدهد مگر يك چيز ، آن هم ايمان به خدا و دين توحيد است ، و بر اين حساب وزن اجتماع انسانى و وزن يك انسان موحد ، نزد او برابر است و چون چنين است حكم اجتماع و فرد نزد او يكسان مىباشد ، پس اگر كسى مؤمن موحدى را بكشد ،

--> 1 - زلزله آيه 8